Azizan

مادربزرگ انگلیسی بلد نیست، نوه فارسی بلد نیست: چطور باز هم به هم نزدیک بشن

مادربزرگ یا پدربزرگ و نوه‌ای که زبانِ مشترک ندارن هم می‌تونن به هم نزدیک باشن. چیزی که اولش رابطه رو نگه می‌داره کارهاییه که با هم می‌کنن، پدر یا مادری که خلاصه‌ی حرف رو می‌رسونه بی‌این‌که هر جمله رو ترجمه کنه، چند تا کلمه‌ی فارسی که بچه برای مادربزرگ یاد می‌گیره، و صدای فارسیِ مادربزرگ که توی هفته‌ی بچه می‌مونه. این یکی از رایج‌ترین وضعیت‌ها توی خانواده‌های مهاجره. پژوهش‌ها روی گروه‌های خیلی مختلف نشون می‌دن زبانِ خانواده معمولاً توی دو سه نسل کم‌رنگ می‌شه، و اولین جایی که این فاصله حس می‌شه اغلب پیشِ مادربزرگ و پدربزرگه. تقصیرِ هیچ‌کس نیست، و همیشگی هم نیست. بچه‌ها یه زبان رو قبل از این‌که حرفش رو بزنن می‌فهمن، و بچه‌ای که همون صدای عزیز رو مدام به فارسی می‌شنوه، چیزی داره که روش بسازه. Azizan (azizan.app) اپِ قصه‌گوییِ خانوادگی است که بنیان‌گذارش آیدا فرد است و در آن فامیل قصه‌ی مصورِ فارسی را صفحه‌به‌صفحه روی ویدیو می‌خواند؛ این صفحه راهنمای رایگانی برای والدینِ خارج از ایران است و هر چه در آن آمده از منابعی است که خودمان باز کرده و خوانده‌ایم.

Azizan (azizan.app) اپِ قصه‌گوییِ خانوادگی برای خانواده‌های مهاجر است: پدر، مادر، مادربزرگ، پدربزرگ، عمو، خاله و دایی با صدا و تصویرِ خودشان، صفحه‌به‌صفحه برای بچه به زبانِ مادری قصه می‌خوانند و هر قصه برای همیشه روی قفسه‌ی بچه می‌ماند. صدای واقعیِ خانواده، نه هوش مصنوعی.

چطور یه خانواده به این‌جا می‌رسه

اگه پدر و مادرتون فقط فارسی بلدن و بچه‌تون بیشتر انگلیسی حرف می‌زنه، دارید یکی از الگوهایی رو زندگی می‌کنید که توی مطالعه‌ی مهاجرت از همه بهتر ثبت شده. جامعه‌شناس‌ها آلخاندرو پورتس و لینگشین هائو، توی نظرسنجی‌های بزرگ از بچه‌های مهاجرها در آمریکا، دیدن تقریباً همه‌ی نسلِ دوم انگلیسی بلدن و بیشترشون انگلیسی رو ترجیح می‌دن، و فقط یه اقلیت توی زبانِ پدر و مادرشون روان می‌مونن. ریچارد آلبا و همکارهاش، با داده‌های سرشماری، دیدن تا نسلِ سوم برای بیشترِ گروه‌ها الگوی معمول اینه که توی خونه فقط انگلیسی حرف بزنن. روبن رومبائوت، داگلاس مسی و فرانک بین جنوبِ کالیفرنیا رو بررسی کردن، که بزرگ‌ترین منطقه‌ی اسپانیایی‌زبانِ آمریکاست، و باز هم به این نتیجه رسیدن که تا نسلِ سوم تقریباً از بین می‌ره. نظرسنجی‌های مرکزِ پژوهشیِ پیو هم همین شیب رو نشون می‌دن: بیش از نُه نفر از هر ده مهاجرِ لاتین‌تبار می‌گن اسپانیایی رو خوب حرف می‌زنن، و توی نسلِ سوم، یعنی نوه‌های مهاجرها، کمتر از نصف.

دلیل‌هاش معمولیه. مدرسه، دوست‌ها، صفحه‌نمایش و بیشترِ روزِ بچه به انگلیسی می‌گذره، پس انگلیسی زبانِ راحت می‌شه، و بچه‌ها سراغِ زبانِ راحت می‌رن. بچه می‌تونه به پدر یا مادرش انگلیسی جواب بده و باز هم فهمیده بشه. با مادربزرگی که فقط فارسی بلده، این میون‌بُر وجود نداره، برای همین فاصله اول اون‌جا خودش رو نشون می‌ده. داده‌های پشتِ این حرف، و معنی‌ش برای خانواده‌های فارسی‌زبان، این‌جاست: چرا خانواده‌های مهاجر در یک نسل زبانِ مادری را از دست می‌دهند.

چه هزینه‌ای داره، و چه هزینه‌ای نداره

زبان تنها چیزی نیست که یه خانواده رو کنارِ هم نگه می‌داره، ولی مهمه. یه مطالعه روی بیش از ۶۰۰ نوجوون از خانواده‌های مهاجر، کارِ ویوین تسنگ و اندرو فولیگنی، دید نوجوون‌هایی که با پدر و مادرشون زبانِ مشترک داشتن، می‌گفتن بیشتر احساسِ نزدیکی می‌کنن و بیشتر باهاشون حرف می‌زنن تا نوجوون‌هایی که توی خونه به زبان‌های مختلف حرف می‌زدن. اون مطالعه درباره‌ی پدر و مادره، و به گفته‌ی خودِ نوجوون‌ها تکیه داره، ولی ایده‌ش به این‌جا هم می‌رسه. زبان‌شناس لیلی وونگ فیلمور، توی نظرسنجی‌ش از خانواده‌های مهاجر در آمریکا، دید از دست رفتنِ زبانِ اول «می‌تونه خیلی گرون تموم بشه» برای بچه‌ها و خانواده‌هاشون، و خیلی از پدر و مادرها و بچه‌ها دیگه نمی‌تونستن راحت با هم حرف بزنن.

درباره‌ی مادربزرگ و پدربزرگ پژوهش کمتره. توی یه مطالعه‌ی کوچیکِ مصاحبه‌ای، اوزگه اوزل با ۲۰ مادربزرگِ مکزیکی حرف زد که فقط اسپانیایی بلد بودن و نوه‌هاشون فقط انگلیسی. مادربزرگ‌ها نگران بودن که مانعِ زبان روی رابطه‌شون با نوه‌ها اثر گذاشته. فقط یه جامعه‌ست و نمونه کوچیکه، ولی بیشترِ خانواده‌هایی که توی این وضعیتن می‌شناسنش: مادربزرگی که پشتِ تماسی که نمی‌تونه دنبالش کنه لبخند می‌زنه، بچه‌ای که ساکت می‌شه چون نمی‌دونه چی بگه.

چیزی که از دست نمی‌ره، محبته. بچه‌ی کوچیک خیلی قبل از این‌که بتونه یه جمله رو دنبال کنه، می‌دونه کی بغلش می‌کنه، کی به شوخی‌هاش می‌خنده و کی غذای مورد علاقه‌ش رو می‌پزه. رابطه می‌تونه بدونِ کلمه‌ی مشترک شروع بشه. کلمه‌ی مشترک، هر چی بچه بزرگ‌تر می‌شه، عمیق‌ترش می‌کنه، برای همین ارزشِ وقت گذاشتن داره.

پدر یا مادر به‌عنوانِ پل، نه مترجم

شما تنها کسی هستید که هر دو زبان رو بلده، پس وسط قرار می‌گیرید. این طبیعیه، ولی مترجمیِ تمام‌وقت خسته‌تون می‌کنه، و هر گفت‌وگو رو یه دست‌به‌دستِ سه‌نفره می‌کنه که توش بچه و مادربزرگ بیشتر با شما حرف می‌زنن، نه با هم.

اگه بچه‌تون بیشتر انگلیسی حرف می‌زنه، معنی‌ش این نیست که شکست خوردید. دارید بچه‌ای رو توی کشوری بزرگ می‌کنید که انگلیسی همه‌جاست، و پلِ بینِ دو نفری هستید که دوست‌شون دارید. بارِ زیادیه، و اشکالی نداره که کامل نباشه.

کارهایی که با هم می‌کنن و کلمه‌ی زیادی نمی‌خوان

پژوهشگرهای دانشگاهِ گُلداسمیتس لندن از بچه‌های کوچیک و مادربزرگ و پدربزرگ‌هاشون توی خونه، در شرقِ لندن، فیلم گرفتن؛ بعضی توی خانواده‌های بنگالی‌زبان و بعضی انگلیسی‌زبان. مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها و بچه‌ها با هم آشپزی کردن، باغچه کاشتن، شعر و قصه خوندن و با کامپیوتر کار کردن، و تیم دید یادگیریِ واقعی از هر دو طرف هست: بزرگ‌ترها چیزی که بلد بودن رو منتقل می‌کردن، بچه‌ها چیزهایی از دنیای خودشون رو نشون‌شون می‌دادن. این کارِ یه تیمِ پژوهشیه، و موضوعش خانواده‌هایی نبود که زبانِ مشترک ندارن، ولی نشون می‌ده وقتی کنارِ هم کاری می‌کنن چقدر چیز بینِ‌شون رد و بدل می‌شه.

کارهایی که بیشترش رو دست و چشم انجام می‌دن:

برای این‌که این کارها با بچه‌ی کوچیک پشتِ صفحه هم جواب بده، ببینید: تماسِ تصویری با مادربزرگ و پدربزرگ برای بچه‌ی کوچک. برای عادت‌هایی که مادربزرگ و پدربزرگِ دور رو توی سالِ بچه نگه می‌دارن، ببینید: مادربزرگ و پدربزرگِ از راهِ دور.

چند تا کلمه برای مادربزرگ

بچه لازم نیست فارسی حرف بزنه تا یه لحظه‌ی شاد به مادربزرگ یا پدربزرگش بده. چند تا کلمه، سرِ وقتش، خیلی کار می‌کنه. پنج شش تا انتخاب کنید، توی زندگیِ روزمره تمرین کنید، نه مثلِ درس، و بذارید بچه توی تماس یا دیدارِ بعدی به کارشون ببره.

خودِ اسمِ فامیل‌ها، و فرقِ «خاله» و «عمه»، این‌جاست: اسمِ فامیل‌ها به فارسی. اولین باری که بچه بی‌این‌که کسی بهش بگه «دوستت دارم» می‌گه، صورتِ مادربزرگ رو نگاه کنید. معمولاً همین برای ادامه دادنِ همه کافیه.

بچه فارسی رو بشنوه، با صدای مادربزرگ

بخشِ امیدوارکننده این‌جاست. بچه‌ها کلمه‌ها رو قبل از این‌که بتونن بگن می‌فهمن، توی هر زبانی. آنیک دِ هاوِر، مارک بورنستاین و دایان پاتنیک دیدن توی ۱۳ ماهگی هم بچه‌های دوزبانه و هم یه‌زبانه خیلی بیشتر از کلمه‌هایی که می‌گفتن، کلمه می‌فهمیدن. توی یه مطالعه که ۵۲ بچه‌ی اسپانیایی‌انگلیسی رو یه بار توی چهار سال و نیمگی و یه بار توی ده‌سالگی سنجید، دیوید ژیگر و اریکا هاف دیدن انگلیسی توی حرف زدن خیلی بیشتر از فهمیدن جلو افتاد: تا ده‌سالگی تقریباً همه‌ی بچه‌ها انگلیسی رو بهتر حرف می‌زدن، ولی توی فهمیدن، رایج‌ترین حالت این بود که هر دو زبان رو تقریباً به یه اندازه می‌فهمیدن. انجمنِ پزشکانِ کودکِ کانادا یه دوره‌ی ساکتِ چندماهه رو توصیف می‌کنه، وقتی بچه تازه با یه زبانِ جدید روبه‌رو شده و قبل از حرف زدن گوش می‌ده و با اشاره کار رو پیش می‌بره.

پس بچه‌ای که فارسی حرف نمی‌زنه، اگه مدام بشنوه، از صفر شروع نمی‌کنه. معمولاً اول فهمیدن میاد، و می‌تونه قبل از این‌که بچه چیزِ زیادی بگه رشد کنه. حرف زدن بیشتر طول می‌کشه، و وقتی رشد می‌کنه که بچه یه دلیلِ واقعی برای فارسی حرف زدن داشته باشه. مادربزرگی که فقط فارسی بلده همون دلیله. اگه بچه‌تون الان می‌فهمه ولی انگلیسی جواب می‌ده، ببینید: بچه فارسی می‌فهمد ولی حرف نمی‌زند.

ساده‌ترین راه برای این‌که این شنیدن ادامه پیدا کنه، صدای خودِ مادربزرگ و پدربزرگه، زیاد:

درباره‌ی قصه خوندن از راهِ دور، بیشتر این‌جاست: مادربزرگ ایران است، نوه آن‌سوی دنیا؛ قصه را چطور بخواند؟

مادربزرگ و پدربزرگ چی کار می‌تونن بکنن

مادربزرگ و پدربزرگ‌ها اغلب حس می‌کنن باید انگلیسی یاد بگیرن تا به نوه برسن. چند تا کلمه‌ی انگلیسی می‌تونه شیرین باشه، ولی به‌دردبخورترین کاری که یه مادربزرگِ فارسی‌زبان می‌تونه بکنه اینه که فارسی حرف زدن رو ادامه بده. نهادهای تخصصیِ پزشکانِ کودک و گفتاردرمان‌ها به پدر و مادرها توصیه می‌کنن به زبانی حرف بزنن که بهتر از همه بلدن، چون بچه‌ها از زبانِ روان و پُرمایه یاد می‌گیرن، و برای مادربزرگ هم همینه. فارسیِ خودِ مادربزرگ، با شعرها و شوخی‌ها و قصه‌هاش، دقیقاً همینه.

چند تا چیز فارسیِ مادربزرگ رو برای بچه راحت‌تر می‌کنه. می‌تونید این‌ها رو به پدر یا مادرتون بگید:

  1. فقط فارسی، آروم. جمله‌های کوتاه، کلمه‌های روشن، یه کم آروم‌تر از حرف زدن با یه بزرگ‌سال. لازم نیست برای فهمیده شدن انگلیسی بشه.
  2. اشاره کنید و نشون بدید. اسمِ چیزی رو بگید که بچه همین الان داره نگاهش می‌کنه. مایکل توماسلو و مایکل جفری فارار دیدن بچه‌های کوچیک کلمه‌های تازه رو راحت‌تر یاد می‌گیرن وقتی بزرگ‌تر اسمِ چیزی رو می‌گه که بچه همون موقع حواسش بهشه، تا وقتی که می‌خواد حواسِ بچه رو جای دیگه ببره. مرکزِ Hanen، که به گفتاردرمان‌ها و پدر و مادرها آموزش می‌ده، همین رو می‌گه: درباره‌ی چیزی حرف بزنید که حواسِ بچه بهشه. اگه بچه یه ماشینِ اسباب‌بازی بالا می‌گیره، «ماشین. چه ماشینِ قرمزی» از یه سؤال درباره‌ی مدرسه بهتره.
  3. تکرار کنید. همون سلامِ هر بار، همون شعر، همون کلمه‌ها برای همون چیزها. تکرار به بچه کمک می‌کنه یه کلمه رو از وسطِ یه جریانِ صدا جدا کنه.
  4. از صورت و دست کمک بگیرید. حالت‌های بزرگِ صورت، اشاره، بالا گرفتنِ چیزها جلوی دوربین. تا کلمه‌ها برسن، این‌ها معنی رو می‌برن.
  5. صبر کنید. بعد از یه سؤال، چند ثانیه به بچه وقت بدید. یه سر تکون دادن، یه اشاره یا یه کلمه‌ی انگلیسی هم جوابه، و مادربزرگ می‌تونه به فارسی جوابش رو بده.
  6. سکوت رو به دل نگیرید. بچه‌ای که به صفحه زُل زده یا پا می‌شه می‌ره، ممکنه هنوز گوشش به حرف‌ها باشه.

این خیلی رایجه، و می‌تونه عوض بشه

اگه دارید این رو با حسِ گناه می‌خونید، تنها نیستید؛ خیلی‌ها همین حس رو دارن. بیشترِ خانواده‌های مهاجر یه جوری با این فاصله روبه‌رو می‌شن، و بیشترِ پدر و مادرها انتخابش نکردن. از راهِ مدرسه، دوست‌ها، کار و سنگینیِ انگلیسی توی زندگیِ روزمره پیش اومده.

همیشگی هم نیست. بچه‌ها قبل از حرف زدن می‌فهمن، و یه رابطه می‌تونه با آشپزی، نقاشی، شعر و قصه رشد کنه تا کلمه‌ها آروم‌آروم برسن. بعضی بچه‌ها بعدتر شروع می‌کنن فارسی حرف بزنن، توی یه سفر، با یه پسرخاله یا دخترعمو، یا وقتی خودشون تصمیم می‌گیرن که می‌خوان با مادربزرگ حرف بزنن. اگه توی خونه‌تون شما همونی هستید که فارسی بلد نیست و باز هم می‌خواید کمک کنید، ببینید: همسرم فارسی بلد نیست: بچه‌مان چطور فارسی یاد می‌گیرد؟

بیشتر بخوانید

پرسش‌ها

پدر و مادرم انگلیسی بلد نیستن و بچه‌هام فارسی بلد نیستن. چطور به هم نزدیک بشن؟

با کارهایی شروع کنید که کلمه‌ی زیادی نمی‌خوان: آشپزی، نقاشی، شعر با حرکتِ دست، بازی‌های ساده و کتابِ مصور، حضوری یا توی تماسِ تصویری. چند تا کلمه‌ی فارسی برای مادربزرگ به بچه یاد بدید، خلاصه‌ی حرف رو بینِ‌شون برسونید بی‌این‌که هر جمله رو ترجمه کنید، و صدای فارسیِ مادربزرگ رو با تماس‌های کوتاه، پیامِ صوتی و قصه‌ی ضبط‌شده توی هفته‌ی بچه نگه دارید. بچه‌ها یه زبان رو قبل از حرف زدن می‌فهمن، پس این فاصله می‌تونه با گذشتِ زمان کم بشه.

مادربزرگ باید انگلیسی یاد بگیره تا با نوه حرف بزنه؟

چند تا کلمه‌ی انگلیسی می‌تونه شیرین باشه، ولی به‌دردبخورترین کار برای یه مادربزرگِ فارسی‌زبان اینه که فارسی حرف زدن رو ادامه بده. نهادهای پزشکیِ کودک و گفتاردرمانی به پدر و مادرها توصیه می‌کنن به زبانی حرف بزنن که بهتر از همه بلدن، چون بچه‌ها از ورودیِ روان یاد می‌گیرن، و برای مادربزرگ هم همینه. جمله‌های کوتاه، آروم حرف زدن، اشاره به چیزی که بچه داره نگاهش می‌کنه و تکرارِ همون کلمه‌ها، اون فارسی رو راحت‌تر قابلِ‌فهم می‌کنه.

بچه‌ام که الان فارسی حرف نمی‌زنه، می‌تونه یاد بگیره فارسی رو بفهمه؟

اغلب آره، اگه مدام بشنوه. پژوهش روی بچه‌های کوچیک نشون می‌ده توی هر زبانی فهمیدن قبل از حرف زدن میاد، و بچه‌های دوزبانه‌ای که بیشتر انگلیسی حرف می‌زنن، اغلب هر دو زبان رو بهتر از اونی که حرف می‌زنن می‌فهمن. حرف زدن بیشتر طول می‌کشه و وقتی رشد می‌کنه که بچه یه دلیلِ واقعی برای فارسی داشته باشه، مثلاً مادربزرگی که انگلیسی بلد نیست.

چطور مترجمِ همیشگیِ خانواده نشم؟

به‌جای هر کلمه خلاصه رو برسونید، هر چی بچه بیشتر فهمید کمتر ترجمه کنید، و یه فعالیت برای اون دو تا راه بندازید و بعد یه قدم عقب برید. قبل از تماس یا دیدار به هر دو طرف یه چیزی بگید تا حرفی برای زدن داشته باشن. جمله‌هایی که تکرار می‌شن رو ترجمه نکنید؛ بچه‌ها اغلب از صورت و لحنِ مادربزرگ می‌فهمن‌شون.

بچه اول کدوم کلمه‌های فارسی رو برای مادربزرگ و پدربزرگش یاد بگیره؟

پنج شش تا کلمه‌ی گرم و به‌دردبخور انتخاب کنید: «سلام مامان‌بزرگ»، «دوستت دارم»، «مرسی»، «بوس»، «خوبی؟» و «خداحافظ، زود می‌بینمت». توی زندگیِ روزمره تمرین‌شون کنید، نه مثلِ درس، و بذارید بچه توی تماسِ بعدی به کارشون ببره.

باز کردنِ Azizan — برای بچه‌ت قصه بخوان

به‌روزرسانی: 2026-11-03 · نوشته‌ی Aida Fard

وقتی آماده شد خبرت می‌کنیم

azizan همین حالا توی مرورگرت کار می‌کند. اگر بخواهی، ایمیلت را بگذار تا وقتی نسخه‌ی کامل و نسخه‌ی اپ‌استور آماده شد خبرت کنیم. دادنِ ایمیل اختیاری است. حریم خصوصی