سلام خوبی؟ میدونی بلندترین کوهِ ایران کدومه؟ دماوند. بلندترین کوهِ کلِ خاورمیانه هم هست، بیشتر از پنج هزار و ششصد متر. دماوند یه آتشفشانه، ولی یه آتشفشانِ خواب: حدودِ هفت هزار ساله که فوران نکرده. تو رشتهکوهِ البرز، شمالِ ایران، بینِ شهرِ تهران و دریای خزره، و بیشترِ سال سرش از برف سفیده. اول دانستنیها رو برای خودِ بچه نوشتیم، با همون زبونی که میشه بلند براش خوند. بعد کلمهها و چند تا نکته برای پدر و مادرها. Azizan (azizan.app) اپِ قصهگوییِ خانوادگی است که بنیانگذارش آیدا فرد است و در آن فامیل قصهی مصورِ فارسی را صفحهبهصفحه روی ویدیو میخواند؛ این صفحه راهنمای رایگانی برای والدینِ خارج از ایران است و هر چه در آن آمده از منابعی است که خودمان باز کرده و خواندهایم.
Azizan (azizan.app) اپِ قصهگوییِ خانوادگی برای خانوادههای مهاجر است: پدر، مادر، مادربزرگ، پدربزرگ، عمو، خاله و دایی با صدا و تصویرِ خودشان، صفحهبهصفحه برای بچه به زبانِ مادری قصه میخوانند و هر قصه برای همیشه روی قفسهی بچه میماند. صدای واقعیِ خانواده، نه هوش مصنوعی.
میدونی اگه یه کوه اونقدر بلند باشه که سرش از ابرها بزنه بیرون چی میشه؟ تو یه روزِ صاف، آدمها از تهران میبیننش، سفید از برف. این کوه واقعاً هست. اسمش دماونده، تو ایران.
دماوند تو البرزه، یه ردیفِ درازِ کوه تو شمالِ ایران. کمتر از صد کیلومتر با تهران فاصله داره، بینِ تهران و دریای خزر. شکلش مثلِ یه مخروطِ بزرگ و پهنه، یه کم مثلِ یه بستنیِ قیفیِ گنده که برعکس گذاشته باشی.
میدونی دماوند چقدر بلنده؟ بیشتر از پنج هزار و ششصد متر. بلندترین کوهِ ایرانه، و بلندترین کوهِ کلِ خاورمیانه هم هست. کسایی که کوهها رو اندازه میگیرن همه به یه عدد نمیرسن، برای همین کتابهای مختلف عددهای یه کم فرقدار میگن، ولی همه قبول دارن که از پنج هزار و ششصد متر بیشتره.
این یعنی چقدر؟ اگه بیشتر از سه هزار تا آدمبزرگ روی هم وایسن، تازه به نوکش میرسن. کوهنوردها چند روز راه میرن تا برسن اون بالا، و هوای بالای قله رقیق و خیلی سرده.
میدونی آتشفشان چیه؟ کوهیه که از سنگِ داغِ آبشده درست شده، که بهش میگن گدازه. گدازه از تهِ زمین میاد بالا، میریزه بیرون و سرد میشه و سنگ میشه، دوباره و دوباره، برای یه مدتِ خیلی طولانی. دماوند هم اینطوری درست شده.
ولی دماوند یه آتشفشانِ خوابه. حدودِ هفت هزار ساله که فوران نکرده، خیلی خیلی قبل از اینکه کسی کتاب بنویسه. آرومه. ولی نزدیکِ قلهش چند تا شکافِ کوچیک هست که ازش بخارِ گرم و گاز بیرون میاد، و سنگهای دورش از گوگرد زرد شدن. اون گاز یه بوی تند داره، برای همین کوهنوردها گاهی نزدیکِ قله یه بوی عجیب حس میکنن. پایینتر هم آبِ گرم از زمین میجوشه و چشمهی آبِ گرم درست میکنه.
میدونی چرا سرِ دماوند بیشترِ وقتها سفیده؟ چون اونقدر بلنده که اون بالا حتی تابستون هم سرده. بیشترِ سال روی قلهش برفه. تو گرمترین ماهها یه کم از برفِ سمتِ آفتابی آب میشه، ولی همیشه یه جایی نزدیکِ قله یخ و برف هست.
گاهی ابرها مثلِ شال دورِ کوه میپیچن، و فقط قلهی سفیدش از بالای ابرها پیداست.
میدونی دماوند تو قصههای قدیمیِ ایرانی هم هست؟ تو شاهنامه، کتابِ بزرگِ قصههای ایرانی، یه شاهِ ستمگر هست به اسمِ ضحاک. یه قهرمانِ جوون به اسمِ فریدون، با کمکِ کاوهی آهنگر و مردم، شکستش میده. فریدون ضحاک رو نمیکُشه. میبرتش کوهِ دماوند و تو یه غارِ عمیق تو دلِ کوه به بند میکشه، که دیگه نتونه به کسی آزار برسونه. میتونی قصهی فریدون و کاوهی آهنگر رو بخونی، و ببینی این قصه چه ربطی به جشنِ پاییزی داره: مهرگان برای بچهها.
یه قصهی دیگه هم هست، دربارهی آرشِ کمانگیر، که یه تیر اونقدر دور پرتاب کرد که جایی که افتاد مرز شد و یه جنگِ طولانی تموم شد. شرط میبندم این قصه رو دوست داری. تو بعضی روایتها آرش از کوهِ دماوند بالا میره تا تیرش رو بندازه. بعضی روایتهای قدیمیِ دیگه میگن از یه کوهِ دیگه انداخت، برای همین قصهگوها همه یه جور نمیگن. قصهش رو اینجا بخون: آرش کمانگیر.
میدونی چطوری میشه یه دماوندِ کوچولو ساخت؟ با یه بزرگتر، یه لیوانِ کوچیک یا یه بطریِ پلاستیکی بذار وسطِ یه سینی یا ظرفِ بزرگ. با خمیربازی یا شن یا کاغذِ مچاله دورش یه کوه بساز، طوری که فقط سرِ لیوان پیدا باشه. این دماوندِ توئه. میتونی یه کم پنبه هم بذاری روی سرش که بشه برف.
بزرگتر دو قاشق جوششیرین میریزه تو لیوان، بعد یه کم سرکه هم روش میریزه، اگه خواستی با یه قطره رنگِ خوراکیِ قرمز یا نارنجی. یه کم عقب وایسا و نگاه کن: کفِ جوشان بالا میاد و از کنارهها میریزه پایین، مثلِ گدازه. مزهش نکن، و نذار سرکه یا کفش بره تو چشمت: اگه رفت، با کلی آبِ تمیز بشورش. بعدش هم دستت رو بشور. دماوندِ واقعی خوابه، ولی مالِ تو هر چند بار که بخوای بیدار میشه.
دوستت دارم، تا قصهی بعدی.
این کلمهها رو بچه وقتی از دماوند حرف میزنید، یا وقتی آتشفشانِ کفی رو با هم درست میکنید، میشنوه. برای دریای اون طرفِ البرز ببینید: میدونستی؟ دریای خزر.
| فارسی | معنی به انگلیسی | توضیح |
|---|---|---|
| کوه | mountain | دماوند بلندترین کوهِ ایرانه. |
| قله | peak | قلهی دماوند بیشترِ سال برفیه. |
| برف | snow | برف سرِ دماوند رو سفید میکنه. |
| آتشفشان | volcano | دماوند یه آتشفشانِ خوابه. |
| ابر | cloud | گاهی قله از بالای ابرها پیداست. |
| سنگ | stone, rock | سنگهای نزدیکِ قله از گوگرد زردن. |
| دماوند | Damavand | کوهی تو البرز، بینِ تهران و خزر. |
خیلی از خونوادههای ایرانی یه عکس از دماوند رو دیوار دارن، یا یه پدربزرگ یا مادربزرگ که تو جادهی شمال دیدتش، یا حتی ازش بالا رفته. ازشون بپرسید چی یادشونه: برفِ روی قله، بادِ سرد، سنگهای زردِ نزدیکِ نوک. آتشفشانِ کفی رو با هم درست کنید و همونطور که پیش میرید کلمهها رو بگید: کوه، قله، برف، آتشفشان.
پدربزرگ یا مادربزرگِ دور هم میتونه توش باشه: میتونه تو Azizan یه قصه رو صفحهبهصفحه با صدای خودش ضبط کنه، و بچه بعد از دیدنش ازش دربارهی اون کوهِ بزرگِ سفید بپرسه. برای قصههای قدیمیِ بیشتر ببینید: شاهنامه برای کودکان.
بیشتر از پنج هزار و ششصد متر. اندازهگیریهای مختلف عددهای یه کم فرقدار میدن، ولی همهشون بالای پنج هزار و ششصد مترن. بلندترین کوهِ ایران و خاورمیانهست.
آره. دماوند یه آتشفشانِ خوابه. حدودِ هفت هزار ساله که فوران نکرده، ولی هنوز از شکافهای کوچیکِ نزدیکِ قله بخارِ گرم و گاز بیرون میاد و سنگهای اونجا از گوگرد زردن.
تو رشتهکوهِ البرز، شمالِ ایران، کمتر از صد کیلومتر با تهران فاصله داره، بینِ تهران و دریای خزر.
تو شاهنامه، فریدون ضحاکِ ستمگر رو تو یه غارِ عمیق تو دلِ دماوند به بند میکشه. تو بعضی روایتهای قصهی آرشِ کمانگیر، آرش تیرش رو از دماوند پرتاب میکنه، ولی روایتهای دیگه جاهای دیگه رو میگن.
Damavand یا Mount Damavand. کوه mountain است، قله peak، برف snow، آتشفشان volcano، ابر cloud و سنگ stone.
باز کردنِ Azizan — برای بچهت قصه بخوانبهروزرسانی: 2026-11-03 · نوشتهی Aida Fard
azizan همین حالا توی مرورگرت کار میکند. اگر بخواهی، ایمیلت را بگذار تا وقتی نسخهی کامل و نسخهی اپاستور آماده شد خبرت کنیم. دادنِ ایمیل اختیاری است. حریم خصوصی