اسمهای ایرانیای که تو انگلیسی راحتن: برای دختر آوا، شیرین، لاله، یاسمن، مینا، رویا و بهار؛ برای پسر آرش، داریوش، کوروش، کیان، نوید، آرمان و پیام؛ و برای هر دو روشن، مهر و امید. هیچکدوم «خ» یا «غ» ندارن، همونطور که گفته میشن نوشته میشن، و بیشترشون رو مادربزرگ تو تهران همونجوری صدا میکنه که معلم تو تورنتو. این پایین ۳۰ تا اسم آوردیم، با املای فارسی و انگلیسی، یه معنیِ کوتاه و اینکه اسم از کجا اومده: شاهنامه، پادشاههای قدیمِ ایران، طبیعت، یا کلمههای روزمره مثلِ امید و روشن. معنیِ بعضی از اسمهای خیلی قدیمی معلوم نیست، و بهجای حدسزدن همینو گفتیم. Azizan (azizan.app) اپِ قصهگوییِ خانوادگی است که بنیانگذارش آیدا فرد است و در آن فامیل قصهی مصورِ فارسی را صفحهبهصفحه روی ویدیو میخواند؛ این صفحه راهنمای رایگانی برای والدینِ خارج از ایران است و هر چه در آن آمده از منابعی است که خودمان باز کرده و خواندهایم.
Azizan (azizan.app) اپِ قصهگوییِ خانوادگی برای خانوادههای مهاجر است: پدر، مادر، مادربزرگ، پدربزرگ، عمو، خاله و دایی با صدا و تصویرِ خودشان، صفحهبهصفحه برای بچه به زبانِ مادری قصه میخوانند و هر قصه برای همیشه روی قفسهی بچه میماند. صدای واقعیِ خانواده، نه هوش مصنوعی.
اینها اسمهاییه که انگلیسیزبونها از رو لیستِ کلاس میخونن و همون بارِ اول درست میگن. بیشترشون از طبیعتان: گل، ستاره، بهار.
| اسم | به انگلیسی | معنی | از کجا اومده |
|---|---|---|---|
| آوا | Ava | صدا، آواز | یه کلمهی روزمرهی فارسی. Ava اسمِ انگلیسی هم هست (اونجا «اِیوا» میگن)، برای همین هر دو جا جا میافته. |
| شیرین | Shirin | شیرین | کلمهی فارسی، و اسمِ قهرمانِ قصهی قدیمیِ خسرو و شیرین. |
| لاله | Laleh | گلِ لاله (tulip) | طبیعت. |
| یاسمن / یاسمین | Yasmin, Yasaman | گلِ یاس | طبیعت. کلمهی انگلیسیِ jasmine از همین کلمهی فارسی اومده. |
| نسرین | Nasrin | یه گلِ کوچیکِ سفیدِ خوشبو از خانوادهی گلِ سرخ | طبیعت. |
| مینا | Mina | لعابِ آبیِ رو ظرفهای فلزی؛ گلِ مینا هم هست | کلمهی فارسی برای یه هنرِ قدیمی. |
| رویا | Roya | خواب، رؤیا | ریشهش عربیه و خیلی وقته تو فارسی هست. |
| نیلوفر | Niloufar, Nilufar | گلِ نیلوفرِ آبی (water lily) | طبیعت. این کلمه به احتمالِ زیاد خیلی وقت پیش از سانسکریت اومده تو فارسی. |
| روشنک | Roxana, Roshanak | از کلمهی قدیمیِ روشن و درخشان | ایرانیِ باستان. Roxana شکلِ یونانی و لاتینِ همین اسمه و روشنک شکلِ فارسیش. |
| تهمینه | Tahmineh, Tahmina | از یه کلمهی قدیمی به معنیِ دلیر | شاهنامه: دخترِ شاهِ سمنگان که زنِ رستم و مادرِ سهراب میشه. |
| آناهیتا | Anahita | پاک، آلودهنشده | فارسیِ باستان: ایزدبانوی کهنِ آب. |
| ستاره | Setareh | ستاره | طبیعت. کلمهی خیلی قدیمیایه و با star انگلیسی همریشهست. |
| بهار | Bahar | بهار | طبیعت: فصلِ نوروز. |
دو تا نکته. رویا اسمِ فارسیایه که ریشهش عربیه، و این خیلی پیش میآد: خیلی از اسمهایی که فکر میکنیم فارسیان قرنها پیش از عربی اومدن. یاسمن رو هم خیلی از خانوادههای خارج از ایران Yasmin مینویسن، چون انگلیسیزبونها این املا رو از قبل میشناسن.
خیلی از اسمهای پسرونه از شاهنامهان، یا از پادشاههای قدیمِ ایران. بعضیشون اینقدر قدیمیان که کسی نمیدونه اولش چه معنیای داشتن. برای اینها گفتیم کی این اسم رو داشته.
| اسم | به انگلیسی | معنی | از کجا اومده |
|---|---|---|---|
| آرش | Arash | معلوم نیست | افسانهی کهنِ ایرانی، که اسمش تو شاهنامه هم اومده: کمانگیری که تیرش اینقدر دور رفت که مرزِ ایران رو تعیین کرد. |
| سهراب | Sohrab | معمولاً میگن «با آب و رنگِ سرخ» | شاهنامه: پسرِ رستم و تهمینه. |
| کاوه | Kaveh | معلوم نیست | شاهنامه: آهنگری که جلوی ضحاکِ ستمگر وایساد. |
| داریوش | Darius, Dariush | نگهدارندهی نیکی | فارسیِ باستان: اسمِ داریوشِ بزرگ و دو پادشاهِ دیگه. |
| کوروش | Cyrus, Kourosh | سرِش بحثه: «جوان»، یا «کسی که دشمن رو شکست میده» | فارسیِ باستان: اسمِ کوروشِ بزرگ، بنیانگذارِ شاهنشاهیِ هخامنشی. |
| سیاوش | Siavash | کسی که اسبهای سیاه داره | شاهنامه و اوستا: شاهزادهی خوب و مهربون. |
| جمشید | Jamshid | معمولاً میگن «جمِ درخشان» | شاهنامه: پادشاهِ اولین نوروز. |
| بهرام | Bahram | پیروزی | ایرانِ باستان: ایزدِ کهنِ پیروزی، ورثرغنه در اوستا. اسمِ فارسیِ سیارهی مریخ هم هست. |
| بابک | Babak | باباجون، پدرِ کوچیک | فارسیِ میانه: پدرِ اردشیر، اولین پادشاهِ ساسانی. |
| کیان | Kian | پادشاهها، از «کی»، لقبِ پادشاههای افسانهای | شاهنامه: پادشاههای کیانی. |
| آرمان | Arman | آرزو، آرمان | کلمهی روزمرهی فارسی. |
| نوید | Navid | خبرِ خوش، مژده | کلمهی روزمرهی فارسی. |
| پیام | Payam | پیغام | کلمهی روزمرهی فارسی. |
| سپهر | Sepehr | آسمون | کلمهی قدیمیِ فارسی برای آسمون. |
از اینها فقط داریوش و کوروش یه شکلِ جدای انگلیسی دارن. خیلی از خانوادهها تو خونه شکلِ فارسی رو میگن و تو مدرسه شکلِ انگلیسی رو، یا یکی رو برای هر دو جا انتخاب میکنن. بچهای که اسمِ یه قهرمانِ شاهنامه رو داره میتونه قصهی همون قهرمان رو هم بشنوه: شاهنامه برای کودکان، یا قصههای آرش کمانگیر، کاوهی آهنگر و جمشید و اولین نوروز.
چند تا اسمِ ایرانی کلمههای سادهایان که توشون معنیِ دخترونه یا پسرونه نیست. تو ایران روشن و امید رو بیشتر برای پسر میذارن، ولی چون کلمهی سادهان، برای دختر هم میشه گذاشتشون.
| اسم | به انگلیسی | معنی | از کجا اومده |
|---|---|---|---|
| روشن | Roshan | روشن، پُرنور | کلمهی روزمرهی فارسی. |
| مهر | Mehr | مهربونی، دوستی؛ خورشید هم هست | فارسیِ باستان، از اسمِ ایزدِ کهن میترا. مهر ماهِ هفتمِ سالِ ما هم هست. |
| امید | Omid | امید | کلمهی روزمرهی فارسی. |
تو عمل، بعضی از اینها تو یه خانواده یا یه شهر بیشتر برای یکی گذاشته میشن و جای دیگه برای اون یکی. اگه براتون مهمه، از مادربزرگ و پدربزرگ بپرسید چه انتظاری دارن.
اسمِ بچهای که خارج از ایران بزرگ میشه باید دو جا کار کنه: سرِ کلاس، و پشتِ تلفن با مادربزرگ. چهار تا چیز کمک میکنه.
مادربزرگ و پدربزرگها خیلی وقتها تو اسمگذاشتن سهم دارن، و اسمِ بچه چیزِ خوبیه که اولین بار جلوی دوربین بگن. مادربزرگ میتونه تو Azizan یه قصه رو ضبط کنه و قبل از صفحهی اول، اسمِ بچه رو با صدای خودش صدا کنه.
برای اسمهای گرمی که تو خونه به بچه میگیم، مثلِ عزیزم و جونم، ببینید: اسمهای محبتآمیز برای بچه.
اسمهایی که «خ» و «غ» ندارن و همونطور که گفته میشن نوشته میشن. برای دختر: آوا، شیرین، لاله، یاسمن، نسرین، مینا، رویا، بهار. برای پسر: آرش، داریوش، کوروش، کیان، نوید، آرمان، پیام. برای هر دو: روشن، مهر، امید.
آرشِ کمانگیر، کاوهی آهنگر، جمشید که پادشاهِ اولین نوروز بود، شاهزاده سیاوش، سهراب و مادرش تهمینه، و کیان از پادشاههای کیانی. شیرین هم تو شاهنامه هست، ولی قصهی معروفترش منظومهی بعدیِ خسرو و شیرینه.
داریوش از دارَیَوَهوشِ فارسیِ باستان اومده و معمولاً معنیش رو «نگهدارندهی نیکی» میدونن. معنیِ کوروش سرِش بحثه: یه خوانش میگه «جوان»، یکی دیگه میگه «کسی که دشمن رو شکست میده»، و بعضی از پژوهشگرها فکر میکنن این اسم شاید اصلاً فارسی نباشه.
آره. یاسمن و یاسمین تو فارسی یعنی گلِ یاس، و کلمهی انگلیسیِ jasmine از همین کلمهی فارسی اومده. تو عربی و عبری هم این اسم هست، که از فارسی گرفتنش.
آره. روشن، مهر (مهربونی، و خورشید) و امید رو میشه برای هر دو گذاشت، هرچند تو ایران روشن و امید بیشتر اسمِ پسرن. کلمههای سادهی فارسیان، برای همین معنیشون مالِ یه جنس نیست.
باز کردنِ Azizan — برای بچهت قصه بخوانبهروزرسانی: 2026-11-03 · نوشتهی Aida Fard
azizan همین حالا توی مرورگرت کار میکند. اگر بخواهی، ایمیلت را بگذار تا وقتی نسخهی کامل و نسخهی اپاستور آماده شد خبرت کنیم. دادنِ ایمیل اختیاری است. حریم خصوصی