برای بیشترِ خانوادهها یه مدرسهی فارسیِ خوب ارزششو داره، بیشتر برای سه تا چیز که تو خونه سخت جور میشه: خوندن و نوشتن، بچههای دیگهای که فارسی حرف میزنن، و جایی که ایرانیبودن یه چیزِ عادیه. کاری که نمیتونه بکنه اینه که زبون رو تنهایی یاد بده. این کلاسها معمولاً هفتهای دو سه ساعتن، و خودِ پژوهشگرها میپرسن اینقدر بهتنهایی کافیه یا نه. خانوادههایی که بهتر نتیجه میگیرن مدرسه رو یه تیکه از هفته میبینن، کنارِ فارسیِ تو خونه. اگه نزدیکتون مدرسه نیست، همین سه تا چیز رو میشه جورِ دیگه ساخت: یه کلاسِ آنلاینِ زنده، یه گروهِ کوچیکِ چند تا خانواده، تماسِ تصویری با مادربزرگ و پدربزرگ، و کتابخوندن با هم تو خونه. Azizan (azizan.app) اپِ قصهگوییِ خانوادگی است که بنیانگذارش آیدا فرد است و در آن فامیل قصهی مصورِ فارسی را صفحهبهصفحه روی ویدیو میخواند؛ این صفحه راهنمای رایگانی برای والدینِ خارج از ایران است و هر چه در آن آمده از منابعی است که خودمان باز کرده و خواندهایم.
Azizan (azizan.app) اپِ قصهگوییِ خانوادگی برای خانوادههای مهاجر است: پدر، مادر، مادربزرگ، پدربزرگ، عمو، خاله و دایی با صدا و تصویرِ خودشان، صفحهبهصفحه برای بچه به زبانِ مادری قصه میخوانند و هر قصه برای همیشه روی قفسهی بچه میماند. صدای واقعیِ خانواده، نه هوش مصنوعی.
مدرسهی فارسیِ آخر هفته، که بهش مدرسهی شنبه یا کلاسِ فارسیِ جامعه هم میگن، کلاسیه بیرون از ساعتِ مدرسهی معمولی که بیشتر وقتها پدر و مادرها و داوطلبهای جامعهی ایرانی، افغان یا تاجیکِ همون شهر راهش انداختن. معمولاً شنبه یا یکشنبه صبح یه کلاس تو یه مدرسهی دولتی اجاره میکنه، یا یه بعدازظهر وسطِ هفته تشکیل میشه. بچهها تقریباً بر اساسِ سن یا سطح گروهبندی میشن، معمولاً از حدودِ پنج شش سالگی، گاهی کوچیکتر، تا نوجوونی. بعضی مدرسهها برای کوچیکترها هم گروهِ بازی دارن.
معمولاً هفتهای دو سه ساعته. بیشترِ این وقت مالِ خوندن و نوشتنه: الفبا، دیکته، کتاب، تمرین. یه تیکهی کوچیکترش هم فرهنگه، مثلِ نوروز و یلدا، قصههای قدیمی، شعر و آهنگ. تو بعضی جاهای کانادا یه راهِ دولتی هم هست: بعضی از هیئتهای آموزشیِ انتاریو کلاسِ زبانِ شنبه دارن که رایگانه یا خرجِ کمی داره، حدودِ دو ساعت تا دو ساعت و نیم، و فارسی تو فهرستِ چند تاشون هست. کلاس فقط وقتی تشکیل میشه که بهاندازهی کافی بچه ثبتنام کنه، پس ارزش داره از هیئتِ آموزشیِ منطقهتون بپرسید.
کیفیت خیلی فرق میکنه، چون بیشترِ این مدرسهها به معلمِ داوطلب و بودجهی کم تکیه دارن. برای همینه که «ارزششو داره یا نه» کمتر به خودِ ایدهی مدرسهی آخر هفته بستگی داره و بیشتر به همون مدرسهای که نزدیکِ شماست.
بیشترِ تحقیقها دربارهی این مدرسهها از انگلستانان، که اونجا بهشون complementary school میگن، و از استرالیا و آمریکا و کانادا. خیلیهاشون کوچیک و کیفیان، پس بیشتر الگو نشون میدن تا عددِ دقیق. سه تا فایده مدام تکرار میشه.
هفتهای دو سه ساعت بهتنهایی فارسیِ کافی نیست. یه بچهی مدرسهای هفتهای حدودِ ۸۰ تا ۱۰۰ ساعت بیداره، پس یه کلاس فقط چند درصدِ اینه. پژوهشگرهایی که روی بچههای دوزبونه کار میکنن عددِ دقیقی ندارن و تخمین میزنن، ولی معمولاً از سهمِ خیلی بیشتری از هفته حرف میزنن، اغلب حدودِ ۲۰ ساعت یا بیشتر، تا بچه با اون زبون حرف بزنه. یه سرمقالهی پژوهشیِ ۲۰۲۶ دربارهی مدرسههای زبونِ خانواده هم صاف میپرسه که چند ساعت در هفته بهتنهایی میتونه چیزی رو عوض کنه یا نه، و میگه برنامههایی که ساعتِ بیشتری دارن نتیجهی بهتری میگیرن. یه تحقیق روی معلمهای مدرسههای شنبه طرفِ دیگهش رو نشون میده: پدر و مادری که تو خونه کمتر اون زبون رو حرف میزنن و از نصفِ روز در هفته انتظارِ روونحرفزدن دارن. یه تحقیق روی مادرهای ایرانی تو انگلستان هم از طرفِ خانواده به همین رسید: مهمتر از همه کاریه که پدر و مادر هر روز میکنن. عددها رو با همهی اما و اگرهاش اینجا نوشتیم: بچه چقدر باید فارسی بشنود تا یاد بگیرد؟
بچهها خیلی وقتها نمیخوان برن. شنبه صبح وقتِ ورزشِ دوستهاست، تکلیفِ مدرسهی اصلی هم هست، و کلاس ممکنه حسِ یه مدرسهی اضافه بده. یه مدرسهی فارسیِ آخر هفته تو آمریکا یکی از بزرگترین مشکلهاش رو نگهداشتنِ علاقهی بچهها گفته بود، و اینکه خیلیها بعد از حدودِ دوازده سالگی دیگه نمیآن. یه تحقیق روی یه مدرسهی فارسی تو کانادا هم به ساعتِ آخر هفته، کلاسهای معلممحور و متنهایی اشاره کرده که ربطی به زندگیِ خودِ بچهها نداشتن. زبانشناسها میگن این بیمیلی تو همهی جامعهها هست، و کارِ مفید اینه که دلیلِ واقعیش رو پیدا کنیم: درس براش سخته، با یه چیزی که دوست داره همزمان شده، یا فقط یه صبحِ آزاد میخواد. هر کدوم راهِ خودش رو داره.
اگه چند تا انتخاب دارید، یا حتی اگه فقط یه مدرسه هست و میخواید بدونید خوبه یا نه، قبل از ثبتنام یه جلسه برید سرِ کلاس. چند تا چیز که خوبه دنبالش باشید:
بیشترِ چیزهایی که مدرسه میده رو میشه جورِ دیگه کنارِ هم گذاشت. لازم نیست همهش رو انجام بدید. دو تاش رو انتخاب کنید که با هفتهتون جور باشه.
بینِ کلاسها و تماسها، مادربزرگ یا پدربزرگ میتونن تو Azizan یه قصهی فارسی رو صفحهبهصفحه روی ویدیو بخونن، که بچه روزهایی که هیچکس پشتِ تلفن نیست هم اون صدا رو بشنوه.
برای بیشترِ خانوادهها آره، اگه مدرسهی خوبی باشه. راحتترین جا برای یاد گرفتنِ خوندن و نوشتن و پیدا کردنِ بچههای دیگهایه که فارسی حرف میزنن. ولی بهتنهایی کافی نیست، چون هفتهای فقط دو سه ساعته. کنارِ فارسیِ تو خونه بهترین نتیجه رو میده.
بیشتر خوندن و نوشتن: الفبا، املا، دیکته و متنهای کوتاه. بیشترِ مدرسهها یه کم فرهنگ هم دارن، مثلِ نوروز و یلدا، قصههای قدیمی، آهنگ و شعر. کلاسها معمولاً هفتهای یه بار و دو سه ساعتن.
خیلی از مدرسهها از حدودِ پنج شش سالگی شروع میکنن، همون وقتی که بچه تو مدرسهی اصلی هم خوندن یاد میگیره، و بعضیها بچهی چهار ساله هم قبول میکنن. بعضیها برای کوچیکترها گروهِ بازی دارن. قبل از اون، حرف زدن و آواز و کتابخوندنِ با هم تو خونه از همه مهمتره.
اول بفهمید چرا. شاید براش سخته، شاید با ورزش یا برنامهی یه دوست همزمان شده، یا فقط یه شنبهی آزاد میخواد. با معلم دربارهی سطحش حرف بزنید، ببینید ساعت یا گروهِ دیگهای هست یا نه، و یه دلیل بهش بدید که بیرون از کلاس هم فارسی حرف بزنه، مثلِ دوستهایی از همون مدرسه یا مادربزرگی که زنگ میزنه.
دو سه تا از اینها رو با هم ترکیب کنید: یه کلاسِ آنلاینِ زنده و کوچیک برای خوندن و نوشتن، چند تا خانواده که مرتب با هم به فارسی بازی میکنن، تماسِ تصویریِ منظم با مادربزرگ و پدربزرگ، و هر شب کتابِ فارسی تو خونه.
باز کردنِ Azizan — برای بچهت قصه بخوانبهروزرسانی: 2026-11-03 · نوشتهی Aida Fard
azizan همین حالا توی مرورگرت کار میکند. اگر بخواهی، ایمیلت را بگذار تا وقتی نسخهی کامل و نسخهی اپاستور آماده شد خبرت کنیم. دادنِ ایمیل اختیاری است. حریم خصوصی