این یکی از رایجترین الگوها توی خانوادههای مهاجره و نشونهی شکستِ شما نیست: خواهر و برادرها خیلی وقتها با هم به زبانِ مدرسه حرف میزنن، حتی توی خونههایی که پدر و مادر فقط فارسی حرف میزنن. بچهی بزرگتر انگلیسی رو از مدرسه میاره خونه، کوچیکتر اون رو از کسی میشنوه که بیشتر از همه ازش تقلید میکنه، و انگلیسی میشه زبانِ مشترکِ خودِ بچهها. پژوهشهای مربوط به خواهر و برادرهای دوزبانه دقیقاً همین رو میبینن، و این رو هم میبینن که لازم نیست به قیمتِ فارسیِ بچهی کوچیکتر تموم بشه. چیزی که کمک میکنه کنترلکردنِ حرفهای خصوصیِ بچهها با هم نیست؛ اینه که فارسی با بزرگترها قوی بمونه و بچهها کارهای واقعی و شیرینی داشته باشن که با هم به فارسی انجام بدن. Azizan (azizan.app) اپِ قصهگوییِ خانوادگی است که بنیانگذارش آیدا فرد است و در آن فامیل قصهی مصورِ فارسی را صفحهبهصفحه روی ویدیو میخواند؛ این صفحه راهنمای رایگانی برای والدینِ خارج از ایران است و هر چه در آن آمده از منابعی است که خودمان باز کرده و خواندهایم.
Azizan (azizan.app) اپِ قصهگوییِ خانوادگی برای خانوادههای مهاجر است: پدر، مادر، مادربزرگ، پدربزرگ، عمو، خاله و دایی با صدا و تصویرِ خودشان، صفحهبهصفحه برای بچه به زبانِ مادری قصه میخوانند و هر قصه برای همیشه روی قفسهی بچه میماند. صدای واقعیِ خانواده، نه هوش مصنوعی.
بیشترِ پدر و مادرها این رو یه جور میبینن: سرِ شام فارسی حرف میزنید، بچهها گاهی به فارسی جواب میدن، بعد رو میکنن به هم و به انگلیسی ادامه میدن. ممکنه حس کنید همین لحظهایه که زبان داره از دست میره. ولی در واقع این یکی از مستندترین الگوها توی پژوهشهای خانوادهی دوزبانهست. مطالعههایی روی خانوادههای مهاجر در آمریکا، هلند و سوئد همه میبینن که خواهر و برادرها با هم بیشتر از زبانِ مدرسه و کوچه استفاده میکنن تا با پدر و مادرشون.
دلیلهاش معمولیان. مدرسه جاییه که بچهها بیشترِ ساعتهای بیداریشون رو با بچههای دیگه میگذرونن، و زبانِ مدرسه میشه زبانِ بازی، شوخی و برنامههایی که میبینن. وقتی دو تا بچه با هم تنهان، دنیای مشترکشون با همین زبان ساخته شده. برای خیلی از خواهر و برادرها، انگلیسی پسزدنِ فارسی نیست؛ فقط زبانِ خودشونه، زبانی که مالِ اونهاست و نه مالِ بزرگترها. مطالعهای روی پنج خانوادهی ایرانی در سوئد، کارِ مینا خیرخواه و آستا سکایته، دقیقاً همین رو دید: زبانِ اصلیِ خواهر و برادرها با هم سوئدی بود، با اینکه همین بچهها فارسیِ همدیگه رو درست میکردن و تکههایی از فارسی رو به هم یاد میدادن، و حتی همون درسهای کوچیکِ فارسی هم به سوئدی گفته میشد.
روشنترین مطالعهی تک در این باره کارِ کلی بریجز و اریکا هوفه که سالِ ۲۰۱۴ در مجلهی Applied Psycholinguistics چاپ شد. اونها نوپاهایی رو بررسی کردن که در خونههای دوزبانه در آمریکا بزرگ میشدن، اول یه گروهِ ۶۰ نفره با زبانهای خونگیِ مختلف، بعد یه گروهِ کوچیکترِ اسپانیایی-انگلیسی. توی خونههایی که یه بچهی بزرگترِ مدرسهای بود، همون خواهر یا برادرِ بزرگتر بیشتر از بقیهی اهلِ خونه با نوپا انگلیسی حرف میزد، و خودِ مادرها هم وقتی بچهی مدرسهای توی خونه بود با نوپا بیشتر انگلیسی حرف میزدن. نوپاهایی که خواهر یا برادرِ بزرگتر داشتن در انگلیسی جلوتر بودن؛ و در گروهِ اسپانیایی-انگلیسی، اونهایی که خواهر یا برادرِ مدرسهای داشتن در اسپانیایی عقبتر بودن. به زبانِ ساده: بچهی بزرگتر انگلیسیِ مدرسه رو از درِ خونه میاره تو، و ترازوی کلِ خونه، حتی پدر و مادر، با اون کج میشه.
این همهی ماجرا نیست، و نیمهی دلگرمکنندهاش مهمه. مطالعهای در سالِ ۲۰۲۱، کارِ دانای تسینیویتس و شارون آنزورث، روی ۳۱ نوپای یونانی-هلندی در هلند، بخشِ اول رو دوباره دید: نوپاهایی که خواهر یا برادرِ بزرگتر داشتن توی خونه بیشتر هلندی میشنیدن و به کار میبردن و در هلندی جلوتر بودن. ولی در همهی سنجشهای یونانی، تقریباً همپای نوپاهای بدونِ خواهر و برادرِ بزرگتر بودن. مطالعهی کوچیکیه، ولی نشون میده که اگه بچهی بزرگتر زبانِ جامعه رو بیاره خونه، لزوماً زبانِ خونه رو از کوچیکتر نمیگیره.
پژوهشگر آنیک دِ هاور، که نظرسنجیاش از ۱۸۹۹ خانوادهی دوزبانه در فلاندر یکی از بزرگترینها در نوعِ خودشه، دید که همهی بچههای این خانوادهها زبانِ جامعه رو حرف میزدن، ولی حرفزدن به زبانِ خونه همگانی نبود؛ تقریباً در یکچهارمِ خانوادهها هیچکدوم از بچهها اون رو حرف نمیزدن. البته در بیشترِ خانوادهها بچهها با هم یه راه رو میرفتن، و دِ هاور صریح گفته که بچهی اول نقشِ کلیدی داره: اگه بچههای بزرگتر توی خونه فقط زبانِ جامعه رو حرف بزنن، سخت میشه کوچیکترها رو در زبانِ خونه نگه داشت. پس ارزش داره انرژیتون رو برای فارسیِ بچهی بزرگتر هم بذارید، نه فقط برای کوچیکه.
خیلی از پدر و مادرها میگن بچهی اولشون از همه بهتر فارسی حرف میزنه و آخری از همه کمتر. چند تا مطالعه هم همین جهت رو نشون میدن. نظرسنجیِ سارا شین در ۲۰۰۲ از پدر و مادرهای بچههای کرهای-آمریکایی بهطورِ خاص سراغِ ترتیبِ تولد رفت و اغلب برای این ایده بهش استناد میشه که بچههای بزرگتر کوچیکترها رو زودتر به زبانِ محلی میرسونن. مطالعهی مریان پارادا در ۲۰۱۳ روی ۱۸ خانوادهی اسپانیاییزبان در شیکاگو، الگوهای روشنی در اسپانیاییِ بچهها بر اساسِ جایگاهشون در خانواده دید. یه پایاننامهی کوچیک در ۲۰۱۹، کارِ بنجامین کینسلا، که شش جفت خواهر و برادرِ اسپانیایی-انگلیسی رو در نیوجرسی دنبال کرد، دید که همهی بچههای کوچیکتر زودتر از خواهر یا برادرِ بزرگترشون با انگلیسی آشنا شده بودن و معمولاً انگلیسی رو ترجیح میدادن. در نظرسنجیای از والدینِ ۱۰۵ خانواده که در کتابِ سوزان بارون-هوورت به اسمِ Bilingual Siblings آمده، والدین بچهی اول رو دقیقتر و پُرواژهتر میدونستن و میگفتن بچههای بعدی انتخابِ زبانِ خواهر و برادرِ بزرگتر رو تقلید میکنن.
دلیلش پیچیده نیست. بچهی اول معمولاً سالهای اولش رو، قبل از مدرسه، توی خونه با بزرگترهای فارسیزبان میگذرونه. بچهی دوم یا سوم توی خونهای به دنیا میاد که یه خواهر یا برادر از قبل داره انگلیسی حرف میزنه، پس انگلیسی از روزِ اول میاد، اون هم از کسی که بیشتر از همه میخواد ازش تقلید کنه.
باید صادق بود که ترتیبِ تولد سرنوشت نیست. یه مطالعهی بزرگِ سوئیسی روی ۱۲۰۹ بچهی کوچیک، کارِ کلر، ترش و گروب که در ۲۰۱۵ چاپ شد، دید بچههای اول در آلمانی، زبانِ جامعه، فقط کمی جلوترن، و پژوهشهای دیگه رو آمیخته دونست: بعضی مطالعهها به نفعِ بچهی اولن، چندتایی هیچ فرقی نمیبینن، و بعضی میبینن بچههای بعدی هم به همون خوبی یا بهتر پیش میرن. بارون-هوورت هم تأکید میکنه که فاصلهی سنی، شخصیت و اندازهی خانواده همه با هم اثر دارن. این یه گرایشه که میشه براش برنامه ریخت، نه حکمی دربارهی بچهی کوچیکتون.
پژوهشگرانی که «سیاستِ زبانیِ خانواده» رو مطالعه میکنن، اصطلاحی که کندال کینگ، لین فوگل و اوبری لوگان-تری در ۲۰۰۸ به معنای برنامهریزیِ آگاهانهی خانواده دربارهی زبانِ خونه تعریفش کردن، مدام میبینن که بچهها در این ماجرا منفعل نیستن. مقاومت میکنن، و قانونهایی دربارهی زبانِ خصوصیشون کم پیش میاد دوام بیاره. شارون آنزورث، پژوهشگرِ دوزبانگی، در نوشتهای برای Bilingualism Matters دانشگاه ادینبرا دربارهی بچههای خودش، شک داشت که گفتن به بچه که توی خونه زبانِ مدرسه رو کنار بذاره جواب بده، و به جاش تصمیم گرفت فرصتهای واقعی برای زبانِ خونه بسازه، با خودش و بینِ خواهر و برادرها. چند راهی که در عمل این شکلی میشه:
اگه بچه با اشتباه به فارسی جواب داد، اینکه چطور جواب میدید به اندازهی خودِ اون لحظه مهمه؛ برای اینکه چی کمک میکنه و چی نتیجهی برعکس داره ببینید: اشتباههای فارسیِ بچهام را تصحیح کنم؟. مجبورکردن، تنبیه یا مسخرهکردن بچهها رو از زبان دور میکنه، و دستانداختنِ فارسیِ همدیگه بینِ خواهر و برادرها هم همین اثر رو داره، پس ارزش داره اونجا وسط بیاید.
بچهها زبانی رو به کار میبرن که لازمش دارن، با کسانی که دوستشون دارن. برای همینه که مادربزرگ و پدربزرگ و فامیلی که با بچهها فقط فارسی حرف میزنن اینقدر باارزشن: درِ انگلیسیای نیست که بچه ازش در بره. یه تماسِ تصویریِ هفتگی که مادربزرگ از هر دو بچه با هم دربارهی هفتهشون بپرسه، یا باهاشون بازیِ حدسزدن کنه، یه لحظهی فارسیِ مشترک به خواهر و برادرها میده که به اجبارِ شما بند نیست. رسانهی فارسیای که بچهها کنارِ هم میبینن، آهنگ و کارتون و قصه، کلمهها و شوخیهای فارسیای بهشون میده که مالِ هر دوشونه.
قصههای مشترک هم همینطور کار میکنن. توی Azizan مادربزرگ یا پدربزرگ میتونه خودش رو در حالِ خوندنِ یه قصهی مصورِ فارسی، صفحهبهصفحه، روی ویدیو ضبط کنه، و خواهر و برادرها میتونن کنارِ هم بشینن و تماشاش کنن و صدایی رو بشنون که دوستش دارن، در حالِ تعریفِ قصهای که حالا هر دوشون بلدن. سفر هم کمک میکنه: توی مطالعهی سوئد، یکی از خانوادهها یک سال در میون به ایران میرفت و بچهها اونجا با فامیل فارسی حرف میزدن. یه تابستون با پسرخالهها و دخترعموهایی که انگلیسی بلد نیستن، اغلب برای فارسیِ خواهر و برادرها بیشتر از ماهها یادآوری توی خونه کار میکنه.
و حرفِ صادقانهی آخر: بچههایی که با هم انگلیسی و با پدربزرگ و مادربزرگ و پدر و مادرشون فارسی حرف میزنن، دارن کاری میکنن که برای بچههای دوزبانه خیلی عادیه. هدفی که ارزشِ دنبالکردن داره، فارسی با بزرگترها و کارهای فارسیِ مشترکِ واقعیه، نه کنترلِ چیزی که دو تا خواهر و برادر صندلیِ عقبِ ماشین به هم میگن. اگه الگویی که میبینید گستردهتره، یعنی بچهای که همهچی رو میفهمه ولی به شما هم انگلیسی جواب میده، راهنمای جداگانهای هست: بچه فارسی میفهمد ولی حرف نمیزند. و برای اینکه بچهها در کل چقدر فارسی لازم دارن ببینید: بچه چقدر باید فارسی بشنود.
بله، یکی از رایجترین الگوها توی خانوادههای مهاجره. مطالعههایی روی خواهر و برادرهای دوزبانه در آمریکا، هلند و سوئد، از جمله مطالعهای روی خانوادههای ایرانی در سوئد، میبینن که بچهها با هم بیشتر از زبانِ مدرسه استفاده میکنن تا با پدر و مادرشون. این نشونهی شکستِ شما یا از دست رفتنِ فارسیِ بچهها نیست.
لزوماً نه. مطالعهی بریجز و هوف در ۲۰۱۴ دید که خواهر و برادرهای بزرگترِ مدرسهای انگلیسیِ بیشتری به خونه میارن و در یه گروهِ اسپانیایی-انگلیسی، نوپاهایی که خواهر یا برادرِ مدرسهای داشتن در اسپانیایی عقبتر بودن. ولی مطالعهای در ۲۰۲۱ روی نوپاهای یونانی-هلندی دید اونهایی که خواهر یا برادرِ بزرگتر داشتن، با اینکه در هلندی جلوتر بودن، در یونانی هم همونقدر خوب بودن. کاری که بزرگترها میکنن، و اینکه بچهی بزرگتر هم فارسی به کار میبره یا نه، خیلی مهمه.
اغلب چون کوچیکه از روزِ اول از خواهر یا برادرش انگلیسی شنیده، در حالی که بزرگه سالهای اولش رو توی خونه با بزرگترهای فارسیزبان گذرونده. چند مطالعهی کوچیک و یه نظرسنجی از والدینِ ۱۰۵ خانواده این الگو رو توصیف میکنن. ولی یه مطالعهی بزرگِ سوئیسی فقط یه برتریِ خیلی کوچیک برای بچهی اول دید و پژوهشهای دیگه دربارهی ترتیبِ تولد رو آمیخته دونست؛ پس این یه گرایشه، نه قانون.
قانونگذاشتن برای زبانِ خصوصیِ بچهها کم پیش میاد جواب بده و ممکنه فارسی رو شبیهِ یه کارِ اجباری کنه. پژوهشگرها توصیه میکنن به جاش دلیلهای واقعی برای فارسی بسازید: فارسی رو زبانِ خودتون با هر بچه نگه دارید، چند وقتِ فارسیِ خانوادگی رو حفظ کنید، به خواهر و برادرها بازی و نقشِ فارسی بدید، و مادربزرگ و پدربزرگ و فامیلِ فارسیزبان رو وارد کنید.
یه نقشِ واقعی بهش بدید که دوستش داره: خوندنِ کتابِ تصویری برای کوچیکه، تعریفِ قصهی شب، یا گردوندنِ یه بازی به فارسی. پژوهشگرها دیدن خواهر و برادرها خودشون کلمههای فارسی به هم یاد میدن، و والدین از بچههای بزرگتری میگن که الگوی زبانیِ کوچیکترها شدن؛ نقشی که به بچهی بزرگتر حسِ اعتماد بده، همین غریزه رو به کار میگیره.
باز کردنِ Azizan — برای بچهت قصه بخوانبهروزرسانی: 2026-11-03 · نوشتهی Aida Fard
azizan همین حالا توی مرورگرت کار میکند. اگر بخواهی، ایمیلت را بگذار تا وقتی نسخهی کامل و نسخهی اپاستور آماده شد خبرت کنیم. دادنِ ایمیل اختیاری است. حریم خصوصی