دری و فارسیِ ایران یه زبونن. دستورشون یکیه، بیشترِ کلمههاشون یکیه، و یه مادربزرگِ افغان با یه مادربزرگِ ایرانی راحت با هم حرف میزنن. چیزی که فرق میکنه لهجهست و یه دسته کلمهی روزمره، که خیلیهاش همون کلمههاییه که بچهی کوچیک اول از همه میشنوه. تو دری به مادربزرگ میگن «مادرکلان»، به سیبزمینی «کچالو»، به صندلی «چوکی»، به ماشین «موتر»، و به جای مرسی «تشکر». این پایین ۲۸ تا از این جفتها رو تو سه تا جدول آوردیم: خانواده، غذا و خونه، و جملهها و کلمههای روزمره. بچهای که برای یه چیز دو تا اسم بلده چیزی از دست نداده؛ فقط میتونه حرفِ دو طرفِ فامیل رو بفهمه. Azizan (azizan.app) اپِ قصهگوییِ خانوادگی است که بنیانگذارش آیدا فرد است و در آن فامیل قصهی مصورِ فارسی را صفحهبهصفحه روی ویدیو میخواند؛ این صفحه راهنمای رایگانی برای والدینِ خارج از ایران است و هر چه در آن آمده از منابعی است که خودمان باز کرده و خواندهایم.
Azizan (azizan.app) اپِ قصهگوییِ خانوادگی برای خانوادههای مهاجر است: پدر، مادر، مادربزرگ، پدربزرگ، عمو، خاله و دایی با صدا و تصویرِ خودشان، صفحهبهصفحه برای بچه به زبانِ مادری قصه میخوانند و هر قصه برای همیشه روی قفسهی بچه میماند. صدای واقعیِ خانواده، نه هوش مصنوعی.
دری اسمیه که تو افغانستان برای فارسیِ اونجا به کار میره، و فارسیِ ایران همونیه که بیشترِ ما بهش میگیم فارسی. یه زبونن با بیشتر از یه معیارِ ملی، یه کم مثلِ انگلیسیِ بریتانیا و آمریکا. نوشتهی دری و نوشتهی فارسیِ ایران خیلی به هم نزدیکن. تو حرفزدن فرقشون بیشتره، از دو جهت: تلفظ، و یه دسته کلمهی روزمره برای خانواده، غذا، خونه و احوالپرسی. این کلمهها درست هموناییان که بچهی نوپا اول یاد میگیره، برای همینه که پدر و مادرها زود متوجهشون میشن.
دری زبانِ رسمی هم هست. قانونِ اساسیِ سالِ ۲۰۰۴ افغانستان پشتو و دری رو دو زبانِ رسمیِ کشور اسم برده. بعضی بچهها از یه طرفِ فامیل دری میشنون و از طرفِ دیگه فارسیِ ایران. برای اینکه فارسی و دری و تاجیکی دقیقاً چیان، ببینید: فارسی، دری و تاجیکی.
یه نکته دربارهی تلفظ: دری با همین الفبای فارسی نوشته میشه، ولی بعضی کلمهها رو جورِ دیگه میخونن. مثلاً تو کابل «پدر» رو «پَدَر» میگن، نه «پِدَر»، و آخرِ «خاله» و «عمه» رو «ـَه» میگن، نه «ـِه».
کلمههای خانواده از همه مهمترن، چون بچه با همینها کسایی رو صدا میکنه که دوستش دارن. بعضیهاش تو هر دو یکیه. بعضیهاش کلاً فرق داره، و دو تاش هم آدم رو اشتباه میندازن.
| دری | فارسیِ ایران | English |
|---|---|---|
| مادر | مادر (تو خونه بیشتر «مامان») | mother |
| پدر (پَدَر) | پدر (تو خونه بیشتر «بابا») | father |
| مادرکلان | مادربزرگ | grandmother |
| پدرکلان | پدربزرگ | grandfather |
| کاکا | عمو | uncle (father's brother) |
| ماما | دایی | uncle (mother's brother) |
| عمه، خاله | عمه، خاله | aunt |
| بچه | پسر | boy, son |
| طفل؛ اولاد (بچههای خودِ آدم) | بچه | child |
«کلان» یعنی بزرگ یا پیر، پس «مادرکلان» همون «مادربزرگ» خودمونه. دو تا کلمه تو خانوادههایی که یه طرفشون افغانه و یه طرفشون ایرانی بیشتر آدم رو اشتباه میندازن. اولیش «ماما»ست: تو دری یعنی برادرِ مادر، یعنی دایی. به گوشِ ما شبیهِ «مامان» میآد، و تو فارسیِ ایران به قابله هم ماما میگن. بچهای که به داییِ افغانش میگه «ماما»، درست همون چیزی رو میگه که باید بگه.
اون یکی «بچه»ست. ما به هر بچهای میگیم بچه. تو حرفزدنِ کابلی «بچه» بیشتر یعنی پسر، هرچند گاهی به معنیِ بچه هم هست. به بچهی کوچیک «طفل» هم میگن، و وقتی منظور بچههای خودِ آدمه «اولاد». برای کلمههای خانواده تو فارسیِ ایران ببینید: کلمههای خانواده به فارسی.
آشپزخونه جاییه که فرقها بیشتر میشه. چند تا از کلمههای دری از راهِ هند یا انگلیسی اومدن، جایی که فارسیِ ایران یه کلمهی فرانسوی گرفته یا خودش یکی ساخته.
| دری | فارسیِ ایران | English |
|---|---|---|
| کچالو | سیبزمینی | potato |
| بادنجان رومی (بانجانِ رومی) | گوجهفرنگی | tomato |
| مسکه | کره | butter |
| مرچ | فلفل | pepper |
| چوکی | صندلی | chair |
| کلکین | پنجره | window |
| بوت | کفش | shoe |
| کالا | لباس | clothes |
| موتر | ماشین | car |
| مکتب | مدرسه | school |
گوجهفرنگی برای توضیحدادن به بچه خیلی بامزهست. «بانجان» یعنی بادمجون و «رومی» یعنی مالِ روم، پس تو دری گوجهفرنگی میشه «بادمجونِ رومی». اسمِ ما هم، گوجهفرنگی، یعنی «آلوی فرنگی». هر دو اسم این میوهی قرمزِ تازه رو به یه چیزِ آشنا تشبیه کردن. بعضی کلمهها هم تو هر دو هست: «لباس» تو دری هم به کار میره، مخصوصاً تو نوشته. برای کلمههای غذا تو فارسیِ ایران ببینید: کلمههای غذا به فارسی.
اینها کلمههای احوالپرسیان، و همونایی که مادربزرگ و پدربزرگ روزی چند بار میگن: چطوری، حالا، خیلی، بزرگ، کوچیک، قشنگ.
| دری | فارسیِ ایران | English |
|---|---|---|
| تشکر | مرسی، ممنون | thank you |
| چطور استی؟ / خوب استی؟ | چطوری؟ / خوبی؟ | how are you? |
| خوب استم | خوبم | I'm fine |
| حالی | حالا | now |
| بسیار | خیلی | very, a lot |
| کلان | بزرگ | big |
| خورد | کوچیک | small |
| مقبول | قشنگ | pretty, beautiful |
| گپ زدن | حرف زدن | to talk |
بیشترِ اینها یه کلمهان با یه شکلِ دیگه، نه دو تا کلمهی جدا. دری «است» رو نگه میداره، جایی که ما تو حرفزدن حذفش میکنیم، پس «خوب استی؟» و «خوبی؟» یه سؤالن. «بسیار» تو فارسیِ ایران هم درسته، فقط رسمیتره. صداها هم یه کم جابهجا میشن: تو کابل خیلی وقتها به آب میگن «آو».
تو خانوادهای که یه طرفش افغانه و یه طرفش ایرانی، بچه ممکنه از یه مادربزرگ «کچالو» بشنوه و از اون یکی «سیبزمینی»، شاید تو یه هفته. بعضی پدر و مادرها نگرانن که بچه گیج بشه. ولی این خیلی شبیهِ کاریه که بچههای دوزبونه هر روز میکنن. بچهای که «potato» و «سیبزمینی» رو بلده، «کچالو» رو هم یاد میگیره. اینکه بدونه یه چیز میتونه دو تا اسم داشته باشه، و کدوم مادربزرگ کدوم رو میگه، یه مهارته، نه قاطیشدن.
چند تا کار که کمک میکنه:
مهم اینه که بچه بتونه با همهی کسایی که دوستش دارن حرف بزنه. یه مادرکلانِ دریزبون میتونه یه کتابِ قصهی فارسی رو با لهجه و کلمههای خودش بلند بخونه، و همین صداییه که بچه یادش میمونه. مثلاً تو Azizan میتونه از هر جا که زندگی میکنه یه قصه رو صفحهبهصفحه با صدای خودش ضبط کنه. برای اینکه کدوم گونه رو به بچه یاد بدیم، ببینید: فارسی، دری و تاجیکی.
آره، یه زبونن. دری اسمیه که تو افغانستان برای فارسیِ اونجا به کار میره و فارسی معمولاً یعنی فارسیِ ایران. حرفِ همدیگه رو میفهمن. فرقشون بیشتر تو لهجه و یه دسته کلمهی روزمرهست، مثلِ کچالو و سیبزمینی، یا چوکی و صندلی.
مادربزرگ «مادرکلان» و پدربزرگ «پدرکلان». «کلان» یعنی بزرگ یا پیر، پس همون مادربزرگ و پدربزرگِ خودمونه.
«تشکر». تو فارسیِ ایران بیشتر مرسی یا ممنون میگیم. «چطوری؟» هم تو دری میشه «چطور استی؟» یا «خوب استی؟».
تو دری «ماما» یعنی برادرِ مادر، همونی که ما بهش میگیم دایی. به برادرِ پدر هم میگن «کاکا»، جایی که ما میگیم عمو.
اگه خانواده هر دو رو میگه، هر دو رو. کلمههای یه زبونن، و بچهای که هر دو رو بلده با فامیلِ هر دو طرف راحت حرف میزنه. بذارید هر کدوم از مادربزرگ و پدربزرگها با کلمههای خودشون حرف بزنن، و هر وقت پیش اومد جفتها رو اسم ببرید.
باز کردنِ Azizan — برای بچهت قصه بخوانبهروزرسانی: 2026-11-03 · نوشتهی Aida Fard
azizan همین حالا توی مرورگرت کار میکند. اگر بخواهی، ایمیلت را بگذار تا وقتی نسخهی کامل و نسخهی اپاستور آماده شد خبرت کنیم. دادنِ ایمیل اختیاری است. حریم خصوصی