کلمهی فارسیِ sport «ورزش»ـه، و اولین ورزشهایی که بچه اسمشون رو یاد میگیره «فوتبال»، «شنا» و «توپ»ـه. بعضی کلمهها قرضیان و آشنان، مثلِ فوتبال و تنیس و بسکتبال. بعضیها فارسیان، مثلِ شنا و دویدن و کشتی. اینجا شونزده کلمه اومده، با شکلِ نوشتاری و گفتاری، یه جملهی کوتاه که بچه ممکنه بگه، یه نکتهی ساده دربارهی کشتی و زورخونه، و یه بازی برای تماسِ تصویری. Azizan (azizan.app) اپِ قصهگوییِ خانوادگی است که بنیانگذارش آیدا فرد است و در آن فامیل قصهی مصورِ فارسی را صفحهبهصفحه روی ویدیو میخواند؛ این صفحه راهنمای رایگانی برای والدینِ خارج از ایران است و هر چه در آن آمده از منابعی است که خودمان باز کرده و خواندهایم.
Azizan (azizan.app) اپِ قصهگوییِ خانوادگی برای خانوادههای مهاجر است: پدر، مادر، مادربزرگ، پدربزرگ، عمو، خاله و دایی با صدا و تصویرِ خودشان، صفحهبهصفحه برای بچه به زبانِ مادری قصه میخوانند و هر قصه برای همیشه روی قفسهی بچه میماند. صدای واقعیِ خانواده، نه هوش مصنوعی.
خیلی از این کلمهها قرضیان، برای همین بچهای که انگلیسی بلده نصفِ کلمه رو از قبل میدونه. ستونِ گفتاری هر جا با نوشتاری فرق داره نشون داده شده. ستونِ آخر یه جملهی کوتاهه که بچه ممکنه بگه.
| نوشتاری | گفتاری | تلفظ | معنی به انگلیسی | یه جملهی کوتاه |
|---|---|---|---|---|
| فوتبال | فوتبال | fotbâl | football (soccer) | بیا تو حیاط فوتبال بازی کنیم. |
| والیبال | والیبال | vâlibâl | volleyball | تو ساحل والیبال بازی کردیم. |
| بسکتبال | بسکتبال | basketbâl | basketball | توپ رو انداخت تو سبد. |
| شنا | شنا | shenâ | swimming | من تو استخر شنا بلدم. |
| دو / دویدن | دو / دویدن | do / davidan | running | تو پارک کلی دویدیم. |
| پرش | پرش | paresh | jumping (a jump) | خیلی بلند پرید. |
| دوچرخهسواری | دوچرخهسواری | docharkhe-savâri | cycling | تو کوچه دوچرخهسواری کردم. |
| کشتی | کشتی | koshti | wrestling | دو تا پهلوون دارن کشتی میگیرن. |
| وزنهبرداری | وزنهبرداری | vazne-bardâri | weightlifting | وزنه رو بلند کرد بالا. |
| تنیس | تنیس | tenis | tennis | با راکت تنیس بازی میکنه. |
| پینگپنگ | پینگپنگ | ping-pong | table tennis | بیا پینگپنگ بازی کنیم. |
| بدمینتون | بدمینتون | badminton | badminton | توپِ بدمینتون پَر داره. |
| اسکی | اسکی | eski | skiing | زمستون رفتیم رو برف اسکی. |
| ژیمناستیک | ژیمناستیک | zhimnâstik | gymnastics | تو ژیمناستیک چرخ زد. |
| توپ | توپ | tup | ball | توپ رو بنداز برام. |
| دروازه | دروازه | darvâze | goal (the net) | توپ رفت تو دروازه، گل شد. |
تو بعضی از این کلمهها یه تصویرِ کوچیک هست. «دوچرخه» یعنی دو تا چرخ، پس «دوچرخهسواری» یعنی سوار شدنِ چیزی با دو تا چرخ. «وزنه» همون چیزیه که رو ترازو میذاری، پس «وزنهبرداری» یعنی بلند کردنِ وزنه. «دروازه» اسمِ قدیمیِ درِ بزرگِ شهره، و تورِ فوتبال هم یه جور دروازهست، برای همین همون کلمه رو میگن؛ توپی که میره توش میشه «گل». اسمِ رسمیِ «پینگپنگ» هم «تنیس روی میز»ـه.
دو تا از اینها، دویدن و پرش، فعلِ روزمره هم هستن که مامان و بابا همهش میگن، مثلِ «بدو» و «بپر». اینها و بقیهی کارها اینجان: فعلها و کارها به فارسی. برای دست و پایی که بچه باهاش بازی میکنه ببینید: اعضای بدن به فارسی.
دو تا ورزش از همه به دلِ ایران نزدیکترن، و بچهای که دوره احتمالاً اسمشون رو از مادربزرگ یا پدربزرگ میشنوه.
این موضوعِ قشنگیه که تو تماس از مادربزرگ یا پدربزرگ بپرسید. خیلیهاشون بچه که بودن کشتی تماشا میکردن، یا یکی رو میشناختن که زورخونه میرفت، و این سؤال یه قصه میده دستشون که تعریف کنن.
این بازی نه توپ میخواد نه جای زیاد، پس تو تماسِ تصویری با مادربزرگ و پدربزرگ هم جواب میده، یا تو یه خونهی کوچیک.
ورزشی که تو تماس اسمش گفته شده معمولاً برمیگرده: دفعهی بعد مادربزرگ یا پدربزرگ میپرسه اون هفته شنا کردی یا دوچرخهسواری، و کلمه دوباره به کار میره. خیلی از خانوادهها بینِ تماسها هم صدای مادربزرگ و پدربزرگ رو با قصههای ضبطشده نزدیک نگه میدارن، و Azizan برای همینه. برای اینکه تماس با بچهی کوچیک ادامه پیدا کنه ببینید: تماس تصویری با مادربزرگ و پدربزرگ.
football یعنی «فوتبال»، همون کلمهای که بچه تو انگلیسی هم بلده. خیلی از کلمههای ورزشی همینطور قرضیان: تنیس، والیبال، بسکتبال. خودِ کلمهی sport به فارسی «ورزش»ـه.
swimming یعنی «شنا». بچه ممکنه بگه «من شنا بلدم». برعکسِ کلمههای قرضی، «شنا» یه کلمهی فارسیه.
خیلیها «کشتی» رو ورزشِ ملیِ ایران میدونن، هرچند امروز فوتبال پرطرفدارترینه. تو المپیک، ایران تو کشتی و وزنهبرداری بیشتر از هر ورزشِ دیگهای مدال گرفته.
«زورخونه» یعنی «خانهی زور». یه راهِ سنتیِ ایرانی برای ورزشِ گروهیه، با میلهای سنگینِ چوبی و شنا و چرخیدن، همه با ضربِ طبل. به این ورزش «ورزشِ باستانی» میگن، و یونسکو تو سالِ ۲۰۱۰ ثبتش کرد.
ball یعنی «توپ» و goal، یعنی تور، میشه «دروازه». وقتی توپ میره توش، بهش «گل» میگن، که صداش شبیهِ همون goalِ انگلیسیه.
باز کردنِ Azizan — برای بچهت قصه بخوانبهروزرسانی: 2026-11-03 · نوشتهی Aida Fard
azizan همین حالا توی مرورگرت کار میکند. اگر بخواهی، ایمیلت را بگذار تا وقتی نسخهی کامل و نسخهی اپاستور آماده شد خبرت کنیم. دادنِ ایمیل اختیاری است. حریم خصوصی