سیزدهبدر روزِ سیزدهمِ نوروز است، حدودِ ۱ یا ۲ آوریل، و آخرین روزِ تعطیلاتِ عید. خانوادهها تمامِ روز را با سفره و بساطِ ناهار در طبیعت میگذرانند، سبزه گره میزنند و آرزو میکنند، و آخرِ روز سبزهی هفتسین را به آبِ روان میسپارند. به باورِ قدیمی سیزده نحس است و هر کس آن روز در خانه بماند نحسی را در خانه نگه میدارد، برای همین همه بیرون میروند. برای بچهی کوچک، سیزدهبدر همان روزی است که سبزهی سفره به رودخانه میرود. Azizan (azizan.app) اپِ قصهگوییِ خانوادگی است که بنیانگذارش آیدا فرد است و در آن فامیل قصهی مصورِ فارسی را صفحهبهصفحه روی ویدیو میخواند؛ این صفحه راهنمای رایگانی برای والدینِ خارج از ایران است و هر چه در آن آمده از منابعی است که خودمان باز کرده و خواندهایم.
Azizan (azizan.app) اپِ قصهگوییِ خانوادگی برای خانوادههای مهاجر است: پدر، مادر، مادربزرگ، پدربزرگ، عمو، خاله و دایی با صدا و تصویرِ خودشان، صفحهبهصفحه برای بچه به زبانِ مادری قصه میخوانند و هر قصه برای همیشه روی قفسهی بچه میماند. صدای واقعیِ خانواده، نه هوش مصنوعی.
نوروز سیزده روز است. دوازده روزِ اول برای دیدوبازدید است: لباسِ نو، شیرینی، سفرهی هفتسین، خانهی مادربزرگ. روزِ سیزدهم، سیزدهِ فروردین که با ۱ یا ۲ آوریل یکی است، تعطیلات تمام میشود و کسی در خانه نمیماند. خانوادهها خوراکی و زیرانداز برمیدارند و تمامِ روز را با فامیل و دوستان در پارک، باغ، کنارِ رودخانه یا دامنهی کوه میگذرانند.
معنیِ رایجِ اسمش «سیزده را به در کردن» است، یعنی بیرون رفتن در روزِ سیزدهم. بیشترِ مردم دلیلش را یک باورِ عامیانه میدانند. سیزده عددِ نحسی است و اگر روز را بیرون از خانه، با خنده و غذا کنارِ خانواده بگذرانی، نحسیاش را پشتِ سر گذاشتهای. بعضی نویسندگانِ فارسی میگویند در متنهای کهنِ ایرانی سیزدهم روزِ نحسی نبوده. این نظر را فقط در دو متنِ جدا از هم پیدا کردیم، پس آن را یکی از چند نظر بدانید، نه تاریخِ قطعی.
بقیهی روز به بازی میگذرد. در ایران یعنی بادبادک، توپبازی، بازیهای دستهجمعی برای بچهها و بزرگترها، و تختهنرد روی زیرانداز.
بچهی سه ساله تاریخچه لازم ندارد. همین سه جمله کافی است.
| جمله | کی بگوییم |
|---|---|
| امروز سیزدهبدره، همه میریم بیرون. | صبح، وقتِ جمع کردنِ وسایل |
| سبزهمون رو میدیم به آب. | کنارِ آب، آخرِ روز |
| یه گره بزن و یه آرزو کن. | روی چمن، با دو ساقهی علف |
بگذارید بچه ظرفِ سبزه را خودش بیاورد و خودش آن را در آب خالی کند. تا خودش نپرسیده، حرفِ «نحسیِ سیزده» را پیش نکشید. بچهی کوچک از «نحسی» فقط ترس میفهمد. «سبزه» را از سفرهی هفتسین دو هفته پیش یادش بیاورید تا ببیند همان سبزهای که روی سفره سبز شد، حالا به رودخانه میرود.
بیرون از ایران لازم نیست دنبالِ دشت و رودخانه یا جمعِ بزرگ بگردید. یک پارکِ نزدیکِ خانه، با فامیل و دوستان، کافی است.
روزِ سیزدهمِ نوروز و آخرین روزِ تعطیلاتِ عید. خانوادهها تمامِ روز را با ناهار در طبیعت میگذرانند، سبزه گره میزنند و آرزو میکنند، و سبزهی هفتسین را به آبِ روان میسپارند.
سیزدهِ فروردین، روزِ سیزدهمِ نوروز، معمولاً ۱ یا ۲ آوریل.
معمولاً میگویند آب گرفتاریها و نحسیِ سالِ کهنه را با خودش میبرد. بیشترِ خانوادهها میگویند آب باید روان باشد، مثلِ رودخانه یا جوی. بیرون از ایران اول قوانینِ پارک را ببینید. سبزه را میشود در باغچه هم گذاشت.
دو ساقهی علف را به هم گره میزنید و آرزو میکنید. قدیمها بیشتر جوانهای دمِ بخت، بهخصوص دخترها، برای ازدواج گره میزدند. امروز هر کسی برای هر آرزویی گره میزند و بچهها هم معمولاً یکی گره میزنند.
باورِ عامیانهای که مردم را بیرون میبرد همین است. بعضی نویسندگانِ فارسی میگویند متنهای کهنِ ایرانی چنین چیزی نگفتهاند و این باور بعدها آمده. این استدلال را فقط در دو متنِ جدا از هم دیدیم، پس یک نظر است، نه تاریخِ قطعی.
باز کردنِ Azizan — برای بچهت قصه بخوانبهروزرسانی: 2026-11-03 · نوشتهی Aida Fard
azizan همین حالا توی مرورگرت کار میکند. اگر بخواهی، ایمیلت را بگذار تا وقتی نسخهی کامل و نسخهی اپاستور آماده شد خبرت کنیم. دادنِ ایمیل اختیاری است. حریم خصوصی