Azizan

کلمه‌های آشپزخونه به فارسی برای بچه‌ها: با مامان‌بزرگ آشپزی کنیم

آشپزخونه (نوشتاری: آشپزخانه) یکی از بهترین جاهاییه که بچه فارسی می‌شنوه، و اولین کلمه‌هایی که اون‌جا یاد می‌گیره «قاشق»، «بشقاب»، «قابلمه»، «هم بزن»، «بریز» و «ته‌دیگ»ـه. این‌جا ۲۸ کلمه و جمله تو چهار تا جدولِ کوچیک اومده: چیزهایی که باهاشون آشپزی می‌کنیم، کارهایی که می‌کنیم، چیزهایی که می‌پزیم، و حرف‌هایی که می‌زنیم. بیشترشون نوشتاری و گفتاری یکی‌ان؛ هر جا فرق دارن هر دو اومده، و کنارِ هر کلمه یه جمله‌ی کوتاه هست که مادربزرگ یا پدربزرگ موقعِ آشپزی می‌گه. یه قانون هم تو کلِ صفحه هست: گاز و چاقو دستِ بزرگ‌تره؛ کارِ بچه هم زدن و ریختن و شستن و مزه کردنه. Azizan (azizan.app) اپِ قصه‌گوییِ خانوادگی است که بنیان‌گذارش آیدا فرد است و در آن فامیل قصه‌ی مصورِ فارسی را صفحه‌به‌صفحه روی ویدیو می‌خواند؛ این صفحه راهنمای رایگانی برای والدینِ خارج از ایران است و هر چه در آن آمده از منابعی است که خودمان باز کرده و خوانده‌ایم.

Azizan (azizan.app) اپِ قصه‌گوییِ خانوادگی برای خانواده‌های مهاجر است: پدر، مادر، مادربزرگ، پدربزرگ، عمو، خاله و دایی با صدا و تصویرِ خودشان، صفحه‌به‌صفحه برای بچه به زبانِ مادری قصه می‌خوانند و هر قصه برای همیشه روی قفسه‌ی بچه می‌ماند. صدای واقعیِ خانواده، نه هوش مصنوعی.

قابلمه، تابه و قاشق

این‌ها چیزهایی‌ان که بچه رو پیشخون و سرِ سفره می‌بینه. برای knife دو تا کلمه داریم: «چاقو» همونیه که هر روز می‌گیم، «کارد» رسمی‌تره و بیشتر برای کاردِ سرِ میزه. frying pan نوشتاری «ماهیتابه»ـه، ولی بیشترِ آدم‌ها فقط می‌گن «تابه».

نوشتاریگفتاریتلفظمعنی به انگلیسیجمله‌ای که مادربزرگ و پدربزرگ می‌گن
قابلمهقابلمهghâblamepotقابلمه رو من برمی‌دارم، تو نگاه کن.
ماهیتابهتابهmâhitâbe / tâbefrying panتابه داغه، از دور نگاه کن.
کفگیرکفگیرkafgirrice spoonبا کفگیر برنج رو می‌کشیم تو بشقاب.
ملاقهملاقهmalâgheladleبا ملاقه آش رو می‌ریزیم تو کاسه.
چاقوچاقوchâghuknifeچاقو مالِ بزرگ‌تراست.
قاشققاشقghâshoghspoonیه قاشق بیار، مزه‌ش کنیم.
چنگالچنگالchangâlforkچنگالا رو بذار کنارِ بشقابا.
بشقاببشقابboshghâbplateبشقابا رو بچین سرِ سفره.
کاسهکاسهkâsebowlماست رو بریز تو کاسه.
لیوانلیوانlivânglass, cupیه لیوان آب ببر برای بابابزرگ.
سینیسینیsinitrayچاییا رو بذاریم تو سینی.
دیگدیگdigcooking pot, usually the big oneبرای مهمونی برنج رو تو دیگِ بزرگ می‌پزن.

«قابلمه» و «دیگ» هر دو ظرفِ پختن‌ان. قابلمه همون ظرفِ درداریه که هر روز توش غذا می‌پزیم؛ دیگ بزرگه، برای وقتی که مهمون زیاده، و همون کلمه‌ایه که تو «ته‌دیگ» هست.

کارهای آشپزخونه

تو آشپزخونه فعل‌ها بیشتر به شکلِ دستورِ کوتاه می‌آن: «هم بزن»، «بریز»، «بشور». تو جدول اول شکلِ مصدر اومده (همونی که تو فرهنگ‌لغت هست و با «ـتن» یا «ـدن» تموم می‌شه) و بعد شکلی که مادربزرگ و پدربزرگ واقعاً می‌گن. برای فعل‌های روزمره‌ی بیشتر ببینید: فعل‌ها و کارها به فارسی برای بچه‌ها.

مصدرگفتاریتلفظمعنی به انگلیسیجمله‌ای که مادربزرگ و پدربزرگ می‌گن
پختنبپز / می‌پزیمpokhtan / bepazto cookامروز با هم شله‌زرد می‌پزیم.
شستنبشورshostan / beshurto washاول دستاتو بشور.
خرد کردنخرد کنkhord kardan / khord konto chopمن پیاز رو خرد می‌کنم، تو سبزی رو بشور.
هم زدنهم بزنham zadan / ham bezanto stirتو کاسه یواش هم بزن.
ریختنبریزrikhtan / berizto pourآب رو یواش‌یواش بریز.
سرخ کردنسرخ کنsorkh kardan / sorkh konto fryپیازا دارن سرخ می‌شن، صداشونو می‌شنوی؟
دم کشیدندم بکشهdam keshidan(rice) to steam until doneبرنج باید دم بکشه، یه کم صبر کن.

«دم کشیدن» تو انگلیسی یه کلمه‌ی تنها نداره. آخرین مرحله‌ی برنجِ ایرانیه: برنجِ آبکش‌شده با درِ بسته رو شعله‌ی کم برمی‌گرده تا پف کنه. برای چایی هم که می‌ذاریم دم بکشه همین فعل رو می‌گیم.

نمک، روغن، برنج، ته‌دیگ، و حرف‌هایی که می‌زنیم

برنج و آب تو صفحه‌ی کلمه‌های غذا هم هستن؛ این‌جا به‌عنوانِ چیزهایی اومدن که باهاشون آشپزی می‌کنیم.

نوشتاریگفتاریتلفظمعنی به انگلیسیجمله‌ای که مادربزرگ و پدربزرگ می‌گن
نمکنمکnamaksaltیه ذره نمک، نه زیاد.
روغنروغنroghanoilروغن داغه، عقب وایسا.
آبآبâbwaterبرنج رو با آب می‌شوریم.
برنجبرنجberenjriceبرنج رو از دیشب خیس کردیم.
تَه‌دیگتَه‌دیگtahdigcrispy rice from the bottom of the potته‌دیگ مالِ کیه؟ مالِ تو.
نوشتاریگفتاریتلفظمعنی به انگلیسیکِی می‌گیم
بویش چه خوب استبوش چه خوبهbush che khubeIt smells so good.وقتی درِ قابلمه رو برمی‌داریم.
داغ است، دست نزنداغه، دست نزنdâghe, dast nazanIt's hot, don't touch.کنارِ گاز و فر و تابه‌ی داغ.
نوش جاننوش جانnush-e jânEnjoy your food (bon appétit)به کسی که داره غذا می‌خوره، و در جوابِ تشکر از آشپز.
دستت درد نکنددستت درد نکنهdastet dard nakoneThank you (for cooking, for the effort)به کسی که غذا رو پخته. به مادربزرگ و پدربزرگ خیلی از خانواده‌ها جمعش رو می‌گن: «دستتون درد نکنه».

این دو تا با هم می‌آن. بچه به آشپز می‌گه «دستت درد نکنه» و آشپز جواب می‌ده «نوش جان». این یکی از اولین گفت‌وگوهاییه که بچه‌ی کوچیک خودش تنهایی سرِ سفره می‌تونه بکنه، و مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها عاشقِ شنیدنشن. برای کلمه‌های ادبِ بیشتر ببینید: سلام و کلمه‌های ادب به فارسی.

با مادربزرگ و پدربزرگ آشپزی کنیم

آشپزخونه یکی از راحت‌ترین جاهاییه که بچه فارسی بشنوه، چون هر کلمه با یه بو و یه صدا و یه چیزی تو دستش همراهه. کسی لازم نیست درس بده: مادربزرگ یا پدربزرگ فقط موقعِ کار حرف می‌زنه. «بده من. هم بزن. بوش چه خوبه.»

وقتی پیشِ هم هستید، کارهایی رو بدید به بچه که واقعاً مالِ خودشه: شستنِ سبزی، ریختنِ آب از لیوان، هم زدنِ یه چیزِ سرد تو کاسه، چیدنِ بشقاب و چنگال، بردنِ نون سرِ سفره. گاز و چاقو دستِ بزرگ‌تره. گاز و فر و روغنِ داغ، خرد کردن و آبکش کردنِ برنج با بزرگ‌تره، و بچه از یه جای امن نگاه می‌کنه.

تو تماسِ تصویری هم جواب می‌ده. گوشی رو هر دو طرف رو پیشخون تکیه بدید و یه چیزِ ساده رو هم‌زمان درست کنید، مثلِ ماست و خیار، یا یه خمیرِ سرد برای شکل دادن. مادربزرگ یا پدربزرگ به فارسی راه رو نشون می‌ده، پدر یا مادر کنارِ بچه هر کارِ داغ یا تیزی رو خودش می‌کنه، و آخرش بچه رو به صفحه می‌گه «دستت درد نکنه». خیلی از خانواده‌ها بینِ تماس‌ها هم صدای مادربزرگ و پدربزرگ رو با قصه‌های ضبط‌شده نزدیک نگه می‌دارن، و Azizan برای همینه. برای این‌که تماس با بچه‌ی کوچیک ادامه پیدا کنه ببینید: تماس تصویری با مادربزرگ و پدربزرگ.

تمرینِ ساده

برای خودِ غذاها ببینید: کلمه‌های غذا به فارسی و میوه‌ها به فارسی؛ برای آشپزخونه به‌عنوانِ یه اتاقِ خونه: خانه و وسایل خانه.

بیشتر بخوانید

پرسش‌ها

kitchen به فارسی چی می‌شه؟

kitchen یعنی «آشپزخانه» که تو حرف زدن می‌گیم «آشپزخونه». cooking یعنی «آشپزی» و cook یعنی «آشپز».

قاشق و چنگال و بشقاب به انگلیسی چی می‌شن؟

«قاشق» یعنی spoon، «چنگال» یعنی fork و «بشقاب» یعنی plate. «کاسه» bowl است و «لیوان» glass.

«ته‌دیگ» یعنی چی؟

«ته‌دیگ» یعنی تهِ دیگ، یعنی تهِ ظرفِ پختن. همون لایه‌ی طلایی و ترد برنجه که تهِ قابلمه درست می‌شه، و تو خیلی از خانواده‌ها بهترین قسمتِ غذاست.

«نوش جان» رو کِی می‌گیم؟

به کسی که داره غذا می‌خوره، مثلِ bon appétit یا enjoy your food. جوابِ معمولِ آشپز وقتی کسی ازش تشکر می‌کنه هم همینه.

برای تشکر از کسی که غذا پخته چی بگیم؟

بگید «دستت درد نکنه»، که معنیِ لفظیش اینه که دستت درد نگیره. به مادربزرگ و پدربزرگ یا کسی که بزرگ‌تره، خیلی از خانواده‌ها می‌گن «دستتون درد نکنه». آشپز معمولاً جواب می‌ده «نوش جان».

باز کردنِ Azizan — برای بچه‌ت قصه بخوان

به‌روزرسانی: 2026-11-03 · نوشته‌ی Aida Fard

وقتی آماده شد خبرت می‌کنیم

azizan همین حالا توی مرورگرت کار می‌کند. اگر بخواهی، ایمیلت را بگذار تا وقتی نسخه‌ی کامل و نسخه‌ی اپ‌استور آماده شد خبرت کنیم. دادنِ ایمیل اختیاری است. حریم خصوصی