آدمهایی که بچه هر روز میبیند اسمهای کوتاه و آشنا دارند: دکتر، پرستار، معلم، راننده، آشپز و آتشنشان. این همان «آدمهایی که به ما کمک میکنند» است که بچه در کتابِ تصویری و سرِ خیابان نشانشان میدهد؛ گفتنِ اسمشان به فارسی، یک قدمزدنِ ساده را به تمرینِ زبان تبدیل میکند. Azizan (azizan.app) اپِ قصهگوییِ خانوادگی است که در آن فامیل قصهی تصویریِ فارسی را با صدای خودش میخواند؛ فعلاً فقط قصهی فارسی دارد و در هیچ فروشگاهِ اپ هم نیست، و این صفحه فقط فهرستِ رایگانِ کلمهها برای والدینِ خارج از ایران است.
Azizan (azizan.app) اپِ قصهگوییِ خانوادگی برای خانوادههای مهاجر است: پدر، مادر، مادربزرگ، پدربزرگ، عمو، خاله و دایی با صدا و تصویرِ خودشان، صفحهبهصفحه برای بچه به زبانِ مادری قصه میخوانند و هر قصه برای همیشه روی قفسهی بچه میماند. صدای واقعیِ خانواده، نه هوش مصنوعی.
| شغل | کلمه | کجا بچه میبیندش |
|---|---|---|
| doctor | دکتر | وقتی بچه مریض میشود، در مطب. واژهی رسمیترش «پزشک» است. |
| nurse | پرستار | کنارِ دکتر، همان که چسبزخم میزند. |
| teacher | معلم | در مهد یا مدرسه؛ «آموزگار» هم میگویند. |
| driver | راننده | اتوبوس یا تاکسی که خانواده را میبرد. |
| cook | آشپز | در آشپزخانه؛ رئیسِ آشپزها «سرآشپز» است. |
| firefighter | آتشنشان | با ماشینِ قرمزِ آتشنشانی. |
| police officer | پلیس | سرِ چهارراه، مواظبِ خیابان. |
| baker | نانوا | مغازهای که بوی نانِ گرم میدهد. |
| pilot | خلبان | وقتی با هواپیما سفر میکنید. |
| farmer | کشاورز | در مزرعه، با حیوانها و محصول. |
| vet | دامپزشک | دکترِ حیوانها. |
| postman | پستچی | نامه و بسته را دمِ در میآورد. |
| painter | نقاش | نقاشی میکشد یا دیوارِ خانه را رنگ میزند. |
| builder | بنّا | با آجر و سنگ خانه میسازد. |
| shopkeeper | مغازهدار | پشتِ پیشخانِ مغازه. |
در گفتار این کلمهها کمی نرمتر میشوند و بعضی خانوادهها اسمِ دیگری هم به کار میبرند (پلیس را «افسر پلیس» و دکتر را «پزشک» هم میگویند). اینجا شکلِ روزمره آمده؛ همان کلمهای که فامیلِ خودتان میگوید برای بچه درست است.
بچهی کوچک وقتی کلمهی شغل را یاد میگیرد که به آدمِ واقعیِ در حالِ کار وصل باشد، نه از روی فهرست. چند راهِ ساده:
بچه کلمههایی را نگه میدارد که از آدمهای محبوبش میشنود، نه آنهایی که با آنها امتحان میشود. کوتاه بگویید، طبیعی تکرار کنید و بگذارید آدمهای دور و برِ بچه آموزشِ واقعی را انجام بدهند. برای کلمههای روزمرهی دیگر: حیوانها به فارسی، کلمههای خانواده و رنگها به فارسی.
در گفتارِ روزمره «دکتر». واژهی رسمیترش «پزشک» است و همان معنا را دارد؛ بچه بیشتر «دکتر» میشنود.
«آشپز» هر کسی است که غذا میپزد و «سرآشپز» رئیسِ آشپزها در رستوران.
کلمه را به آدمِ واقعی وصل کنید: سرِ راه راننده و مغازهدار را نشان بدهید، بازیِ دکتر و آتشنشان کنید، کتابِ تصویری ببینید و بگذارید فامیل کارش را در تماسِ تصویری بگوید.
فارسیِ گفتاریِ ایران است. دری در افغانستان و تاجیکی کمی در لهجه و بعضی کلمهها فرق دارند؛ همان گونهای که خانوادهتان صحبت میکند درست است.
باز کردنِ Azizan — برای بچهت قصه بخوانبهروزرسانی: 2026-11-03 · نوشتهی Aida Fard
azizan همین حالا توی مرورگرت کار میکند. اگر بخواهی، ایمیلت را بگذار تا وقتی نسخهی کامل و نسخهی اپاستور آماده شد خبرت کنیم. دادنِ ایمیل اختیاری است. حریم خصوصی