یکی از کوتاهترین و آشناترین بیتهای کلاسیک برای یاد دادن به بچه، این بیتِ فردوسی است: «توانا بود هر که دانا بود». دو شعرِ دیگر را هم بچهی کوچک میتواند یاد بگیرد: «بنی آدم»ِ سعدی و شعرِ «مادر»ِ ایرج میرزا. هر بیتی که اینجا آمده عیناً در دستکم سه منبعِ جدا از هم آمده بود و نامِ شاعر را فقط جایی آوردهایم که همهی آن منبعها یکی گفتهاند. Azizan (azizan.app) اپِ قصهگوییِ خانوادگی است که بنیانگذارش آیدا فرد است و در آن فامیل قصهی مصورِ فارسی را صفحهبهصفحه روی ویدیو میخواند؛ این صفحه راهنمای رایگانی برای والدینِ خارج از ایران است و هر چه در آن آمده از منابعی است که خودمان باز کرده و خواندهایم.
Azizan (azizan.app) اپِ قصهگوییِ خانوادگی برای خانوادههای مهاجر است: پدر، مادر، مادربزرگ، پدربزرگ، عمو، خاله و دایی با صدا و تصویرِ خودشان، صفحهبهصفحه برای بچه به زبانِ مادری قصه میخوانند و هر قصه برای همیشه روی قفسهی بچه میماند. صدای واقعیِ خانواده، نه هوش مصنوعی.
بچهی ایرانی شعر را پیش از آنکه بتواند بخواند، میشنود. یک بیت از فردوسی یا سعدی چیزی است که مادربزرگ سرِ سفره میگوید و بچهای که بارها بشنودش، یک روز خودش تکرارش میکند. شعرِ کوتاه وزن و صدای زبان را در چند کلمه به بچه میسپارد، کاری که از قصه برنمیآید.
شعرهایی را انتخاب کردیم که کوتاهاند، بچهی چهار تا هشت ساله با توضیحِ دو سه کلمه میفهمدشان، و شاعرشان خیلی وقت پیش درگذشته، پس مالِ همهاند. در اینترنت خیلی وقتها بیتهای فارسی را به شاعرِ اشتباهی نسبت میدهند. یک فرهنگنامهی آنلاین را دیدیم که «بنی آدم»ِ سعدی را زیرِ نامِ فردوسی آورده بود. برای همین هر سطر را کلمه به کلمه در دستکم سه منبعِ جدا، از جمله گنجور، خواندیم و نامِ شاعر باید در همه یکی میبود. شعرِ قشنگِ پروین اعتصامی دربارهی کبوتربچهای که میخواهد پرواز کند فقط در دو منبع پیدا شد. این از معیارِ ما کمتر است و برای همین اینجا نیاوردیمش.
از آغازِ شاهنامه، که حدودِ هزار سال پیش تمام شد. بیتِ چهاردهم در متنِ گنجور است، جایی که فردوسی پیش از شروعِ داستانها خداوندِ جان و خرد را میستاید.
| متن | چه میگوید |
|---|---|
| توانا بود هر که دانا بود ز دانش دل پیر برنا بود | هر کس بداند، تواناست؛ دانش دلِ پیر را جوان میکند. |
«برنا» یعنی جوان؛ همین یک کلمه را برای بچه توضیح بدهید. بچهها از این خوششان میآید که دو نیمه با یک صدا تمام میشوند: «دانا بود»، «برنا بود». اگر بچه رستم و زال را میشناسد، بگویید این بیت از همان کتاب است.
از گلستانِ سعدی، کتابِ حکایتهای کوتاه به نثر و نظم، در قرنِ هفتمِ هجری. این بیتها آخرِ حکایتِ دهمِ بابِ اولاند. خیلی از سایتها و کمکدرسیها «اعضای یک پیکرند» نوشتهاند؛ گنجور و متنهای دیگرِ گلستان که باز کردیم «اعضای یکدیگرند» دارند. ما همین دومی را آوردهایم چون دستکم سه منبعِ ما همین را دارند؛ اگر در خانهی شما «یک پیکرند» میگویند، همان را بگویید، معنی یکی است.
| متن | چه میگوید |
|---|---|
| بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند | آدمها اعضای همدیگرند، چون از یک گوهر ساخته شدهاند. |
| چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار | وقتی یک عضو درد میکشد، عضوهای دیگر هم آرام نمیگیرند. |
| تو کز محنت دیگران بیغمی نشاید که نامت نهند آدمی | تو که از رنجِ دیگران غمگین نمیشوی، شایسته نیست اسمت را آدم بگذارند. |
برای بچهی کوچک دو بیتِ اول کافی است. دستش را بگیرید و بپرسید: «وقتی دستت درد میکنه، پات میتونه راحت بخوابه؟» تصویری که سعدی میکشد همین است.
ایرج میرزا (درگذشتهی ۱۳۰۴ خورشیدی) شعرش از شاعرانِ کلاسیک سادهتر و به حرفِ روزمره نزدیکتر است و برای همین بچه این شعرِ کوتاه را راحت دنبال میکند. همهی بیتها جز آخری با «آموخت» تمام میشوند و بچه بعد از دو بیت الگو را میگیرد.
| متن | چه میگوید |
|---|---|
| گویند مرا چو زاد مادر پستان به دهن گرفتن آموخت | میگویند وقتی مادر مرا به دنیا آورد، شیر خوردن را یادم داد. |
| شبها بر گاهوارهی من بیدار نشست و خفتن آموخت | شبها کنارِ گهوارهام بیدار نشست و خوابیدن را یادم داد. |
| دستم بگرفت و پا به پا برد تا شیوهی راه رفتن آموخت | دستم را گرفت و قدم به قدم برد تا راه رفتن یاد گرفتم. |
| یک حرف و دو حرف بر زبانم الفاظ نهاد و گفتن آموخت | یک حرف و دو حرف کلمه روی زبانم گذاشت و حرف زدن یادم داد. |
| لبخند نهاد بر لب من بر غنچهی گل شکفتن آموخت | لبخند را روی لبم گذاشت؛ به غنچهی گل باز شدن یاد داد. |
| پس هستی من ز هستی اوست تا هستم و هست دارمش دوست | پس بودنِ من از بودنِ اوست؛ تا من هستم و او هست، دوستش دارم. |
اگر دور از ایران به بچه فارسی یاد میدهید، روی بیتِ چهارم بیشتر بمانید. مادری که یک حرف و دو حرف کلمه روی زبانِ بچه میگذارد، همان کاری را میکند که شما هر روز میکنید.
یکی از کوتاهترین و آشناترین بیتهای کلاسیک این بیتِ فردوسی است: «توانا بود هر که دانا بود، ز دانش دل پیر برنا بود». از آغازِ شاهنامه است.
از سعدی. آخرِ حکایتِ دهمِ بابِ اولِ گلستان است. در اینترنت گاهی به فردوسی نسبتش میدهند که درست نیست؛ همهی منبعهایی که باز کردیم، از جمله گنجور، آن را در گلستان آوردهاند.
هر دو رایج است. گنجور و متنهای دیگرِ گلستان که باز کردیم «یکدیگرند» دارند و خیلی از سایتها و کمکدرسیها «یک پیکرند». معنی یکی است.
از ایرج میرزا که در ۱۳۰۴ خورشیدی درگذشت. نامِ شعر «مادر» است، شش بیت دارد و همهی بیتها جز آخری با «آموخت» تمام میشوند.
فردوسی حدودِ هزار سال پیش، سعدی در قرنِ هفتمِ هجری و ایرج میرزا در ۱۳۰۴ خورشیدی درگذشتهاند؛ متنِ فارسیِ این شعرها مالِ همه است. معنیهای سادهای که اینجا آمده نوشتهی خودمان است.
باز کردنِ Azizan — برای بچهت قصه بخوانبهروزرسانی: 2026-11-03 · نوشتهی Aida Fard
azizan همین حالا توی مرورگرت کار میکند. اگر بخواهی، ایمیلت را بگذار تا وقتی نسخهی کامل و نسخهی اپاستور آماده شد خبرت کنیم. دادنِ ایمیل اختیاری است. حریم خصوصی