شش بازیِ قدیمیِ کوچه و حیاط هنوز در هر خانه و پارکی در خارج از ایران جواب میدهد: عمو زنجیرباف، گرگم به هوا، گرگم و گله میبرم، قایمباشک، لیلی و یه قل دو قل. هر کدام بچه را وادار میکند فارسی را بلند بگوید، چون تا نگوید بازی جلو نمیرود. در عمو زنجیرباف این کلمه «بله» است. در گرگم و گله میبرم تا گله نگوید «چوپون دارم نمیذارم»، گرگ حمله نمیکند. قانون و کلمههای هر بازی را همانطور آوردهایم که دستکم سه منبعِ ایرانیِ جدا از هم میگویند، و هر جا چیزی را فقط در یکی دو منبع دیدیم، همانجا گفتهایم. Azizan (azizan.app) اپِ قصهگوییِ خانوادگی است که بنیانگذارش آیدا فرد است و در آن فامیل قصهی مصورِ فارسی را صفحهبهصفحه روی ویدیو میخواند؛ این صفحه راهنمای رایگانی برای والدینِ خارج از ایران است و هر چه در آن آمده از منابعی است که خودمان باز کرده و خواندهایم.
Azizan (azizan.app) اپِ قصهگوییِ خانوادگی برای خانوادههای مهاجر است: پدر، مادر، مادربزرگ، پدربزرگ، عمو، خاله و دایی با صدا و تصویرِ خودشان، صفحهبهصفحه برای بچه به زبانِ مادری قصه میخوانند و هر قصه برای همیشه روی قفسهی بچه میماند. صدای واقعیِ خانواده، نه هوش مصنوعی.
بچهای که خارج از ایران بزرگ میشود زود میفهمد پدر و مادرش انگلیسی هم بلدند، و از آن به بعد فارسی حرف زدن برایش اختیاری است. وسطِ بازی دیگر اینطور نیست. زنجیر تا کسی جواب ندهد تکان نمیخورد و گرگ تا گله حرفش را نزند حمله نمیکند. این جملهها کوتاهاند، هر دور برمیگردند و بچهها معمولاً با داد میگویندشان. بچهی کوچک جمله را اصلاً همینطوری یاد میگیرد.
| بازی | بچه چه میگوید |
|---|---|
| عمو زنجیرباف | «بله»، و صدای یک حیوان |
| گرگم به هوا | «گرگ» و اسمِ خودِ بازی |
| گرگم و گله میبرم | «چوپون دارم نمیذارم»، «از این وره و از اون وره» |
| قایمباشک | شمردن: یک، دو، سه… |
| لیلی | شمارهی هر خانه |
| یه قل دو قل | اسمِ هر دور: یه قل، دو قل، سه قل |
بچهها دستِ هم را میگیرند و یک صف یا نیمدایره درست میکنند. یک سرِ صف سرگروه میایستد و سرِ دیگر «عمو زنجیرباف». سرگروه میپرسد و عمو و زنجیر با هم جواب میدهند. فقط سطرهایی را آوردهایم که سه تا از منبعهایمان کلمهبهکلمه همینطور نوشتهاند. در یزد به عمو میگویند «اُسا» و به جای «زنجیر منو» میگویند «زنجیر منا».
عمو زنجیرباف؟ ـ بله
زنجیر منو بافتی؟ ـ بله
پشت کوه انداختی؟ ـ بله
با صدای چی؟
جوابِ سؤالِ آخر اسمِ یک حیوان است و همه صدایش را درمیآورند. دو تا از منبعهایمان بافتنِ زنجیر را هم تعریف کردهاند. بعد از هر حیوان، سرگروه صف را از زیرِ دستهای بالارفتهی سمتِ عمو رد میکند و بچهی کنارِ عمو برمیگردد و برعکس میایستد. یک حلقه بافته شد. شعر را با حیوانِ تازهای از اول میخوانند تا همهی صف برگردد. بعد سرگروه و عمو از دو سر آنقدر میکشند که زنجیر از یک جا پاره شود، و آن دو نفری که دستشان از هم جدا شده یک جریمهی کوچک و خندهدار میگیرند. در بعضی روایتها پیش از سؤالِ حیوان سطری هم دربارهی آمدنِ بابا با نخود و کشمش هست. آن را فقط در دو منبعِ جدا پیدا کردیم، برای همین نیاوردیمش.
هر دور یک حیوانِ تازه لازم دارد، پس بچه هر بار اسمِ یک حیوان را به فارسی میگوید. کلمهها در صفحهی حیوانات به فارسی هست.
گرگم به هوا همان بازیِ گرگ و فرار است. یک نفر را با قرعه یا با یک شعرِ شمارشی گرگ میکنند و او دنبالِ بقیه میدود تا دستش به یکی بخورد. هر کس به جای امنی که از اول قرار گذاشتهاند برسد، در امان است. یکی از منبعها میگوید کسی که جایی بلندتر از گرگ بایستد هم در امان است، و «هوا»ی اسمِ بازی را به همین ربط میدهد. این قانون را فقط همان یک منبع آورده. منبعِ دیگری اسمِ بازی را «بالابلندی» هم گفته. هر کس دستِ گرگ به او بخورد گرگِ بعدی میشود. در بعضی روایتها هم به گرگ میپیوندد و گرگها زیاد میشوند تا یک نفر بماند.
گرگم و گله میبرم روایتِ شعردارِ همین بازی است، و بعضی سایتهای ایرانی هر دو اسم را برای یک بازی به کار میبرند. یک نفر گرگ میشود و یک نفر چوپان. بقیه پشتِ سرِ چوپان صف میکشند و هر کدام کمرِ نفرِ جلویی را میگیرد. شروعِ بازی در همهی منبعهایی که خواندیم یکی است:
گرگ: گرگم و گله میبرم
گله: چوپون دارم نمیذارم
بعد گرگ لاف میزند که چیزی از او «تیزتره» و گله جواب میدهد که چیزی از آنها «لذیذتره». اسمها در هر منبع فرق میکند (برای گرگ دندون یا چنگال یا کارد، برای گله گوشت یا دنبه یا لقمه)، پس از فامیل بپرسید شما چه میگفتید. چوپان میپرسد خانهی خاله از کدام طرف است و گله پشتِ سرش به چپ و راست تاب میخورد و میخواند:
از این وره و از اون وره
گرگ سعی میکند از کنارِ چوپان رد شود و به گله برسد. دو تا از منبعهایمان میگویند چوپان دستهایش را باز میکند تا راهِ گرگ را ببندد، ولی حق ندارد خودِ گرگ را بگیرد. برهای که دستش ول شود یا از بقیه جا بماند، گرگ میتواند بگیردش. بسته به روایت، یا از بازی بیرون میرود یا به گرگ میپیوندد. دور وقتی تمام میشود که دیگر گوسفندی نمانده باشد، و نقشها را از نو قسمت میکنند.
دو بازیِ معروف را اینجا نیاوردیم، چون سه منبعِ همنظر برایشان پیدا نکردیم: «کلاغ پر» و «گل یا پوچ». فامیل حتماً بلدند. بپرسید خودشان چطور بازی میکردند.
بازیهای گروهیای که بچهها نسلبهنسل در حیاط و کوچه و مدرسه بازی کردهاند و جز یک سنگ یا یک تکه گچ چیزی نمیخواهند. معروفهایش عمو زنجیرباف، گرگم به هوا، گرگم و گله میبرم، قایمباشک، لیلی و یه قل دو قل است. قانونها در هر شهر فرق میکند. این صفحه روایتی را آورده که سه منبعِ جدا از هم بر آن همنظرند، و هر جا فقط یکی دو منبع چیزی را گفتهاند، این را هم گفتهایم.
بچهها دستِ هم را میگیرند و صف میکشند. سرگروه میپرسد «عمو زنجیرباف؟» و زنجیر میگوید «بله». بعد «زنجیر منو بافتی؟»، «بله». «پشت کوه انداختی؟»، «بله». و «با صدای چی؟» که جوابش صدای یک حیوان است. شعر را هر بار با حیوانِ تازهای از اول میخوانند و آخرِ بازی دو سرِ زنجیر آنقدر میکشند تا از یک جا پاره شود.
گرگم به هوا گرگ و فرارِ ساده است. گرگ دنبالِ بقیه میدود و هر کس به جای امنِ قرارگذاشته برسد در امان است. گرگم و گله میبرم چوپان دارد و گلهای که کمرِ هم را گرفتهاند. بازی با «گرگم و گله میبرم» و «چوپون دارم نمیذارم» شروع میشود و چوپان جلوی گرگ را میگیرد. بعضی سایتهای ایرانی هر دو اسم را برای یک بازی به کار میبرند.
با پنج سنگِ کوچک. سنگها را میریزید، یکی را بالا میاندازید، یکی از زمین برمیدارید و سنگی را که پایین میآید با همان دست میگیرید، تا زمین خالی شود. این «یه قل» است. در «دو قل» دوتا دوتا برمیدارید و در «سه قل» یکی و بعد سهتا. دورهای بعد در هر شهر فرق میکند. به آن «یک گل دو گل» هم میگویند.
قایمباشک، وقتی خودِ بچه به فارسی میشمارد، یا عمو زنجیرباف در طرفِ زنجیر، که فقط «بله» لازم دارد. هر دو یک چیزِ کوتاه به بچه میدهند که بارها بگوید. برای بچهی زیرِ سه سال، اول اتل متل توتوله و لیلیلیلی حوضک.
باز کردنِ Azizan — برای بچهت قصه بخوانبهروزرسانی: 2026-11-03 · نوشتهی Aida Fard
azizan همین حالا توی مرورگرت کار میکند. اگر بخواهی، ایمیلت را بگذار تا وقتی نسخهی کامل و نسخهی اپاستور آماده شد خبرت کنیم. دادنِ ایمیل اختیاری است. حریم خصوصی