دو شعرِ قدیمی بیشترِ کارِ کودکیِ فارسی را میکنند: «اتل متل توتوله» که با ضربه روی پاها خوانده میشود، و «لیلیلیلی حوضک» که بازیِ انگشتی است و حوضش کفِ دستِ بچه است. هر دو شعرِ عامیانهی بیناماند، هر دو عمداً نیمهبیمعنیاند، و متنِ هر دو اینجا همان روایتی است که دستکم سه منبعِ جدا از هم بر آن توافق دارند. اسباببازی، صفحه و خواندن نمیخواهند؛ برای همین مادربزرگ میتواند پشتِ تماسِ تصویری بازیشان کند. Azizan (azizan.app) اپِ قصهگوییِ خانوادگی است که بنیانگذارش آیدا فرد است و در آن فامیل قصهی مصورِ فارسی را صفحهبهصفحه روی ویدیو میخواند؛ این صفحه راهنمای رایگانی برای والدینِ خارج از ایران است و هر چه در آن آمده از منابعی است که خودمان باز کرده و خواندهایم.
Azizan (azizan.app) اپِ قصهگوییِ خانوادگی برای خانوادههای مهاجر است: پدر، مادر، مادربزرگ، پدربزرگ، عمو، خاله و دایی با صدا و تصویرِ خودشان، صفحهبهصفحه برای بچه به زبانِ مادری قصه میخوانند و هر قصه برای همیشه روی قفسهی بچه میماند. صدای واقعیِ خانواده، نه هوش مصنوعی.
شعر بیمعنی است و قافیه آن را نگه داشته؛ هیچکدام از منابعی که خواندیم برای سطرِ اول معنایی نمیتراشند. متن همان است که سه مجموعه چاپ کردهاند، با یکدستکردنِ املای گفتاری:
اتل متل توتوله
گاو حسن چه جوره
نه شیر داره نه پستون
گاوشو بردن هندستون
یک زن کردی بستون
اسمشو بذار عم قزی
دور کلاش قرمزی
هاچین و واچین
یه پا تو ورچین
سطرِ آخر دستورِ بازی است.
بچهی کوچک میتواند یکنفره با پدر یا مادر بازی کند: دو پا دراز، بزرگتر میخواند و ضربه میزند، یک پا جمع میشود، شعر دوباره میرود. مجموعههای بازیهای ایرانی هم همین اجرای یکنفره را نوشتهاند. برای زبان، فایدهاش وزن است: نُه سطرِ تکیههای فارسی که آنقدر تکرار میشود تا بچهی دو ساله کلمهی آخر را خودش بگوید.
حوضک همان حوضِ کوچکِ حیاط است و در بازی، کفِ دستِ بچه. انگشتها پنج شخصیتاند. مجموعههای ایرانی سه روایت چاپ میکنند؛ ناشرِ سوئیسیِ کتابِ مصورِ رضا دالوند آن را بازیِ سنتیِ شناختهشدهای میخواند که هر بچهای در ایران میداند. این روایت برای بچهی کوچک است، همان که همه کمک میکنند:
| متن | چه میکنید |
|---|---|
| لیلیلیلی حوضک | نوکِ انگشت را در کفِ دستِ بچه میچرخانید |
| گنجشکه اومد آب بخوره، افتاد تو حوضک | وسطِ کفِ دست ضربه میزنید |
| این یکی درش آورد | انگشتِ کوچک را میخوابانید |
| این یکی آبش داد | انگشتِ حلقه |
| این یکی نونش داد | انگشتِ وسط |
| این گفت: کی هلش داد؟ | انگشتِ اشاره |
| این یکی گفت: منه منه کلهگنده | شست را تکان میدهید و بعد غلغلک |
همهی منابع در ترتیب همنظرند: از انگشتِ کوچک شروع میشود و به شست، که مقصر است، میرسد. در روایتِ رایجِ دوم، انگشتِ سوم ماچی بر سرِ گنجشک میکند و چهارم نازی بر پرش، تا کلهگنده بیاید. روایتِ سومِ قدیمیتر انگشتها را به دزدیدنِ «طشتِ طلای پادشاه» میفرستد؛ در همان مجموعهها چاپ شده و خیلی از بزرگترها به یادش دارند، اما برای بچهی دو ساله نیست.
هیچ. سطرِ اول و «هاچین و واچین» صداهای همقافیهاند و مجموعههایی که شعر را چاپ کردهاند همین را میگویند. سطرهای میانی قصهی بیمعنیِ گاوِ حسن است که به هندستون رفته؛ سطرِ آخر، «یه پا تو ورچین»، دستورِ بازی است.
پاها دراز. خواننده با هر هجا روی یک پا ضربه میزند، دورِ حلقه؛ پایی که هجای آخر روی آن افتاد جمع میشود. شعر تکرار میشود تا یک پا بماند. بچهی کوچک میتواند با دو پای خودش و خواندنِ بزرگتر بازی کند.
بازیِ انگشتیِ فارسی. کفِ دستِ بچه حوضک است، گنجشکی در آن میافتد و هر انگشت از کوچک تا شست کاری میکند: درش میآورد، آب میدهد، نان میدهد، میپرسد کی هُلش داد، و شست اعتراف میکند. سنتی و بینام است.
روایتِ نجات، که انگشتها گنجشک را بیرون میآورند و غذا میدهند؛ در همهی مجموعههایی که باز کردیم چاپ شده و همان روایتِ کتابِ مصورِ رضا دالوند است. روایتِ قدیمیترِ دزدیدنِ طشتِ طلای پادشاه هم هست؛ آن را، اگر اصلاً، برای بزرگتر شدنِ بچه نگه دارید.
متنها را در مجموعههای ایرانی و دو منبعِ انگلیسی که آنها را ایرانی معرفی میکنند بررسی کردیم. روایتهای افغان یا تاجیک را بررسی نکردهایم و ادعایی دربارهشان نداریم؛ از فامیلِ خودتان بپرسید چه میخواندند.
شعرهای سنتی عامیانه و بیناماند و مالِ همه. کتابِ مصور، ضبط و کارتونِ خاص حقِ مؤلف دارد؛ این صفحه فقط کلمههای سنتی را آورده.
نه. Azizan برای قصههای مصورِ فارسی است که فامیل روی ویدیو میخوانند. شعرهای این صفحه برای زمین و بغلاند؛ قصه بعد از آن میآید.
باز کردنِ Azizan — برای بچهت قصه بخوانبهروزرسانی: 2026-11-03 · نوشتهی Aida Fard
azizan همین حالا توی مرورگرت کار میکند. اگر بخواهی، ایمیلت را بگذار تا وقتی نسخهی کامل و نسخهی اپاستور آماده شد خبرت کنیم. دادنِ ایمیل اختیاری است. حریم خصوصی