سلام خوبی؟ امروز با چند تا معما اومدم. خوب گوش کن، حدس بزن که دارم راجع به چی حرف میزنم؟ اولیش، من کیام. من استخون ندارم. بدنم اونقدر نرمه که از یه سوراخِ کوچیک رد میشم. خونم آبیه، نه قرمز. هشت تا بازو دارم. من کیام؟ ⏸ (سه ثانیه مکث)
حدس زدی؟ من هشتپام. رنگم رو عوض میکنم و همرنگِ سنگها میشم. دیگه کسی راحت منو نمیبینه. اگه بترسم، جوهرِ سیاه میپاشم و در میرم.
حالا یکی دیگه. روی سرم شاخهای کوچولوی پشمالو دارم. زبونم خیلی درازه. باهاش برگها رو از لای تیغها میکَنم. گردنم خیلی خیلی درازه. من کیام؟ ⏸ (سه ثانیه مکث)
حدس زدی؟ من زرافهم. قدم از همهی حیوونهای روی زمین بلندتره. برای همین برگهای بالای درختها رو راحت میخورم. زبونِ درازم هم کمکم میکنه.
حالا یکی دیگه. توی بیابون زندگی میکنم. مژههام خیلی بلنده، که شن نره توی چشمم. روی پشتم کوهان دارم. من کیام؟ ⏸ (سه ثانیه مکث)
حدس زدی؟ من شترم. خیلیها فکر میکنن توی کوهانم آبه. ولی توش چربیه، انبارِ غذامه. اگه غذا پیدا نکنم، از همین انبار میخورم.
حالا آخری. من پرندهم، ولی پرواز نمیکنم. توی آب خیلی خوب شنا میکنم. پشتم سیاهه، شکمم سفیده. من کیام؟ ⏸ (سه ثانیه مکث)
حدس زدی؟ من پنگوئنم. بالهام توی آب مثلِ پارو کار میکنه. روی یخ گاهی با شکمم سُر میخورم، مثلِ سرسره. اینطوری کمتر خسته میشم.
خب عزیزم، این از امروز، فردا از دوستت بپرس: کدوم پرنده پرواز نمیکنه، ولی خیلی خوب شنا میکنه؟ جوابش: پنگوئن.
بدون که خیلی دوستت دارم و دلم میخواد زود ببینمت. فعلاً خداحافظ، زودی با داستانهای جدید برمیگردم.