Azizan

از مادربزرگ و پدربزرگ چه بپرسیم، تا دیر نشده: فهرستِ خاطره‌های خانواده

بهترین سؤال از مادربزرگ و پدربزرگ سؤالی است که قصه بخواهد، نه یک جوابِ کوتاه: خانه‌ای که در آن بزرگ شدند چه شکلی بود، پدر و مادرشان چطور با هم آشنا شدند، عیدِ نوروز چه می‌پختند، و چه کلمه‌هایی می‌گویند که دیگر کسی نمی‌گوید. پایین ۲۵ تا از این سؤال‌ها آمده، دسته‌بندی‌شده، تا هر بار که سر می‌زنید یا تماس می‌گیرید یک دسته را بردارید. جواب‌ها را روی ویدیو ضبط کنید، هر سؤال یک کلیپِ کوتاه، به زبانِ خودِ خانواده، و اگر شد بگذارید خودِ نوه بپرسد. پژوهشی از دانشگاه اِموری آمریکا دانستنِ قصه‌های خانواده را با عزت‌نفس و حالِ بهترِ بچه‌ها مرتبط می‌داند، و خودِ پژوهشگرها تأکید می‌کنند که آن‌چه مهم است تعریف‌کردن است، نه حفظ‌کردن. Azizan (azizan.app) اپِ قصه‌گوییِ خانوادگی است که بنیان‌گذارش آیدا فرد است و در آن فامیل قصه‌ی مصورِ فارسی را صفحه‌به‌صفحه روی ویدیو می‌خواند؛ این صفحه راهنمای رایگانی برای والدینِ خارج از ایران است و هر چه در آن آمده از منابعی است که خودمان باز کرده و خوانده‌ایم.

Azizan (azizan.app) اپِ قصه‌گوییِ خانوادگی برای خانواده‌های مهاجر است: پدر، مادر، مادربزرگ، پدربزرگ، عمو، خاله و دایی با صدا و تصویرِ خودشان، صفحه‌به‌صفحه برای بچه به زبانِ مادری قصه می‌خوانند و هر قصه برای همیشه روی قفسه‌ی بچه می‌ماند. صدای واقعیِ خانواده، نه هوش مصنوعی.

چرا همین حالا بپرسیم

هر خانواده چند نفری دارد که حافظه‌اش را با خود دارند، و معمولاً همان مسن‌ترها هستند. یادشان هست کوچه پیش از آسفالت چه شکلی بود، مادربزرگِ خودشان سرِ سفره چه می‌گفت، وقتی بچه‌ای به دنیا می‌آمد چه شعری می‌خواندند. وقتی می‌روند، بیشترِ این‌ها هم با آن‌ها می‌رود، چون کسی یادش نبود بپرسد.

پرسیدن برای بچه‌ها هم مهم است، و شواهدِ خوبی برایش هست. در دانشگاه اِموری، روان‌شناس‌ها مارشال دیوک و رابین فیووش مقیاسِ کوتاهی ساختند به اسمِ «می‌دانی؟»: ۲۰ سؤالِ بله‌یا‌نه درباره‌ی تاریخچه‌ی خانواده، مثلاً این‌که بچه می‌داند پدر و مادرش چطور آشنا شدند یا پدربزرگ و مادربزرگش کجا بزرگ شدند؛ چیزهایی که بچه فقط وقتی کسی برایش تعریف کند می‌فهمد. در پژوهش‌هایشان، بچه‌ها و نوجوان‌هایی که از این قصه‌ها بیشتر می‌دانستند عزت‌نفسِ بالاتر و حالِ بهتری داشتند. یک مطالعه‌ی اِموری روی ۶۶ نوجوان دید این رابطه حتی با درنظرگرفتنِ وضعِ کلیِ خانواده هم سرِ جایش می‌ماند، هرچند خودِ پژوهشگرها گفتند این یک مطالعه است و کارِ بیشتری لازم است. مقاله‌ی اصلی را دیوک، لازاروس و فیووش در سالِ ۲۰۰۸ در مجله‌ی Psychotherapy منتشر کرده‌اند.

پژوهشگرها یک هشدارِ مهم هم اضافه می‌کنند. دیوک نوشته که صرفِ دانستنِ جواب‌ها آن نتیجه‌های خوب را نمی‌آورد؛ چیزی که مهم است راهی است که بچه به این دانسته‌ها می‌رسد: شام‌ها، عیدها و سفرهای طولانی که در آن‌ها قصه گفته می‌شود، اغلب از زبانِ مادرها و مادربزرگ‌ها. این‌ها همبستگی‌اند، نه اثباتِ این‌که قصه حالِ بچه را خوب می‌کند. اما پیامِ عملی‌اش روشن است: قصه‌ها باید بلند و از زبانِ کسانی گفته شوند که آن‌ها را زندگی کرده‌اند. فهرستِ سؤال فقط راهی است برای شروع.

سؤال‌ها، بخشِ اول: از کجا آمده‌اند

هر بار یک دسته را بردارید. لازم نیست هر ۲۵ تا را بپرسید؛ سه سؤالِ خوب و یک جوابِ طولانی بیشتر می‌ارزد تا رد شدنِ تند از کلِ فهرست. همه‌ی سؤال‌ها باز هستند، یعنی قصه می‌خواهند، نه «آره» یا «نه».

بچگی

  1. اولین چیزی که یادته چیه؟
  2. بچه که بودی چه‌جور بچه‌ای بودی؟ بیشتر سرِ چی دعوات می‌کردن؟
  3. کوچیک که بودی دلت می‌خواست بزرگ شدی چی‌کاره بشی؟

پدر و مادر و پدربزرگ و مادربزرگِ خودشان

  1. بابات و مامانت چه‌جور آدمایی بودن؟ یه روزِ معمولیشون چطوری می‌گذشت؟
  2. بابا و مامانت چطوری با هم آشنا شدن؟
  3. مادربزرگ یا پدربزرگِ خودت حرفی می‌زد یا کاری می‌کرد که هنوز یادت مونده؟

خانه و کوچه و محله

  1. خونه‌ای که توش بزرگ شدی رو اتاق به اتاق برام تعریف کن. هر کی کجا می‌خوابید؟
  2. از کوچه‌تون بگو، از همسایه‌ها. دیوار به دیوارتون کی بود؟
  3. صبح‌ها خونه‌تون چه بویی می‌داد؟ چه صداهایی می‌اومد؟

مدرسه

  1. چطوری می‌رفتی مدرسه؟ معلمی که از همه بیشتر دوستش داشتی چه‌جوری بود؟
  2. عاشقِ کدوم درس بودی، از کدوم درس می‌ترسیدی؟

بازی‌ها و شعرها

  1. تو کوچه با بچه‌ها چی بازی می‌کردین؟ یکیش رو یادم می‌دی؟
  2. بچه که بودی برات چه لالایی‌ای یا شعری می‌خوندن؟ یکیش رو الان برام می‌خونی؟

سؤال‌ها، بخشِ دوم: آن‌چه زندگی کرده‌اند و آن‌چه می‌دانند

غذا و عید

  1. عیدِ نوروز خونه‌تون چی می‌پختن؟ اولِ عید اول خونه‌ی کی می‌رفتین؟
  2. شبِ یلدا خونه‌تون چطوری بود؟ کی فالِ حافظ می‌گرفت، کی قصه تعریف می‌کرد؟
  3. از دست‌پختِ مامانت دلت برای کدوم غذا بیشتر تنگ می‌شه؟ چطوری درستش می‌کرد؟

رفتن از خانه (اگر هیچ‌وقت جابه‌جا نشده‌اند، از این‌ها بگذرید)

  1. وقتی از خونه رفتی، چی با خودت بردی و چی رو مجبور شدی جا بذاری؟
  2. سخت‌ترین قسمتِ از نو شروع‌کردن تو یه جای تازه چی بود؟ چی کمکت کرد؟

عشق و کار

  1. تو و مامان‌بزرگ (یا بابابزرگ) چطوری با هم آشنا شدین؟ اولش درباره‌ی هم چی فکر می‌کردین؟
  2. اولین کارت چی بود؟ به کدوم کارت از همه بیشتر افتخار می‌کنی؟

خودِ زبان

  1. مامانت چه کلمه‌ها یا مثل‌هایی می‌گفت که دیگه کمتر کسی می‌گه؟
  2. یه کلمه‌ی فارسی هست که فکر کنی هیچ‌وقت درست ترجمه نمی‌شه؟ برای تو چه معنی‌ای داره؟
  3. بچه که بودی چی صدات می‌کردن؟ چرا؟

نگاه به گذشته

  1. کِی از همه‌ی عمرت خوشحال‌تر بودی؟
  2. دلت می‌خواد نوه‌هات همیشه چی رو درباره‌ی جایی که ازش اومدن بدونن؟

سؤال‌های مربوط به خودِ زبان همان‌هایی‌اند که خانواده‌ها بیشتر از همه یادشان می‌رود بپرسند. فارسیِ مادربزرگ و پدربزرگ پر از کلمه و ضرب‌المثل و تکه‌کلامی است که از حرفِ روزمره افتاده، و وقتی با صدای خودشان ضبط شود، جزوِ چیزی می‌شود که بچه‌ی خارج از ایران می‌شنود. این‌که بچه چقدر فارسی باید بشنود تا زبان برایش بماند، در بچه چقدر باید فارسی بشنود آمده است.

جواب‌ها را چطور ضبط کنیم

راهنماهای تاریخِ شفاهی از StoryCorps، National History Day، کتابخانه‌ی کنگره‌ی آمریکا و انجمنِ تبارشناسیِ American Ancestors روی چند اصلِ ساده هم‌نظرند، و همه‌شان با یک گوشیِ خانوادگی هم جور درمی‌آیند.

  1. پیش از ضبط اجازه بگیرید. بگویید برای چیست: برای نوه‌ها و خانواده، نه برای کسِ دیگری. National History Day و کتابخانه‌ی کنگره‌ی آمریکا هر دو می‌گویند پیش از ضبط اجازه بگیرید.
  2. با تصویر ضبط کنید، نه فقط صدا. بچه‌ای که بعدها تماشا می‌کند صورت را می‌بیند، دست‌ها را، خنده را. گوشی‌ای که هم‌قدِ چشم تکیه داده شده، در اتاقی آرام و با تلویزیونِ خاموش، کافی است.
  3. بگذارید نوه بپرسد. بچه‌ی پنج‌شش‌ساله می‌تواند سؤال را از روی یک کارت بخواند، و بچه‌ی کوچک‌تر می‌تواند بعد از پدر یا مادر تکرارش کند. مادربزرگ وقتی شنونده نوه‌ی خودش است قصه را جورِ دیگری تعریف می‌کند، و بچه خودش جزوِ این خاطره می‌شود، نه فقط تماشاگرِ بعدی‌اش.
  4. هر سؤال، یک کلیپِ کوتاه. کلیپِ کوتاه برای توانِ آدمِ مسن راحت‌تر است، با اینترنتِ ضعیف راحت‌تر فرستاده می‌شود، و بچه راحت‌تر تماشایش می‌کند. American Ancestors یادآوری می‌کند که آدمِ مسن خسته می‌شود، و National History Day پیشنهاد می‌کند حدودِ ۲۰ تا ۳۰ دقیقه برنامه بریزید؛ چند جلسه‌ی کوتاه بهتر از یک جلسه‌ی طولانی است.
  5. به زبانِ خانواده بماند. اگر مادربزرگ به فارسی فکر می‌کند، یا به ترکی یا کردی، بگذارید به همان زبان جواب بدهد. کلمه‌های سؤالِ ۲۱ فقط در همان زبان وجود دارند.
  6. قصه بخواهید، نه جواب. با «برام تعریف کن…» یا «اون موقع چطوری بود که…» شروع کنید، همان‌طور که StoryCorps پیشنهاد می‌کند، و بعد بپرسید «خب، بعدش چی شد؟». سؤال‌هایی درباره‌ی بو و صدا، این‌که آشپزخانه چه بویی می‌داد یا از پنجره چه می‌شنیدند، جزئیات را برمی‌گرداند. یک عکسِ قدیمی روی میز هم اغلب همین کار را می‌کند.
  7. سکوت را هول نکنید. مکث معمولاً یعنی خاطره‌ای دارد می‌رسد. بگذارید قصه تمام شود و بعد بپرسید فلانی کی بود؛ و حتماً بپرسید، چون نوه‌ای که بیست سالِ بعد تماشا می‌کند نمی‌داند «دایی‌جان» کدام دایی بود.

امن نگهش دارید، و ادامه بدهید

ضبطی که فقط روی یک گوشی است با یک بار افتادنِ گوشی از دست می‌رود. اسمِ هر کلیپ را ساده بگذارید: اسمِ آدم، سؤال، تاریخ. دست‌کم دو نسخه در دو جای مختلف نگه دارید، و آن را با اعضای خانواده‌ای که باید داشته باشندش به اشتراک بگذارید، نه در صفحه‌های عمومی. اگر مادربزرگ بعداً خواست چیزی پاک شود، پاکش کنید؛ همین اعتماد است که گفت‌وگوی بعدی را ممکن می‌کند.

و بعد ادامه بدهید. حرفِ پژوهشگرهای اِموری هیچ‌وقت یک آرشیوِ تمام‌شده نبود؛ خانواده‌ای بود که در آن قصه گفتن ادامه دارد. نوه‌ای که دیده مادربزرگش کوچه‌ی بچگی‌اش را تعریف می‌کند، دفعه‌ی بعد سؤال‌های خودش را دارد. همان مادربزرگ یا پدربزرگی که قصه‌ی خودش را تعریف می‌کند می‌تواند قصه‌ی بچه را هم بخواند: در Azizan یک فامیل قصه‌ی مصورِ فارسی را روی ویدیو، صفحه‌به‌صفحه، می‌خواند تا بچه آن صدای آشنا را شب‌های معمولی هم بشنود. برای این بخش ببینید: مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها و قصه‌خوانی برای نوه؛ و اگر یکی از والدین فارسی بلد نیست، همسرم فارسی بلد نیست.

بیشتر بخوانید

پرسش‌ها

از مادربزرگ و پدربزرگ چه سؤال‌هایی بپرسیم؟

سؤال‌های بازی که قصه بخواهند: خانه‌ای که در آن بزرگ شدند چه شکلی بود، پدر و مادرشان چطور آشنا شدند، بچه که بودند چه بازی می‌کردند، نوروز و یلدا چه می‌کردند، رفتن از خانه چطور بود، با همسرشان چطور آشنا شدند، و چه کلمه‌ها و مثل‌هایی می‌گویند که دیگر کسی نمی‌گوید. از سؤالِ بله‌یا‌نه دوری کنید و با «برام تعریف کن…» شروع کنید.

مقیاسِ «می‌دانی؟» چیست؟

مجموعه‌ای از ۲۰ سؤالِ بله‌یا‌نه درباره‌ی تاریخچه‌ی خانواده که روان‌شناس‌های دانشگاه اِموری، مارشال دیوک و رابین فیووش، ساخته‌اند؛ مثلاً این‌که بچه می‌داند پدر و مادرش چطور آشنا شدند یا پدربزرگ و مادربزرگش کجا بزرگ شدند. در پژوهش‌هایشان بچه‌ها و نوجوان‌هایی که قصه‌های خانوادگیِ بیشتری می‌دانستند عزت‌نفس و حالِ بهتری داشتند. خودِ پژوهشگرها تأکید می‌کنند که این یک همبستگی است و حفظ‌کردنِ جواب‌ها آن نتیجه را نمی‌آورد؛ چیزی که مهم است قصه‌گفتن در خانواده است.

ضبطِ گفت‌وگو با مادربزرگ چقدر طول بکشد؟

کوتاه‌تر از آن‌چه فکر می‌کنید. راهنماهای تاریخِ شفاهی یادآوری می‌کنند که آدمِ مسن خسته می‌شود، و National History Day پیشنهاد می‌کند حدودِ ۲۰ تا ۳۰ دقیقه برنامه بریزید. برای ویدیوی خانوادگی، هر سؤال یک کلیپِ کوتاه حتی بهتر است: برای مادربزرگ راحت‌تر، برای فرستادن راحت‌تر، و برای بچه راحت‌تر برای تماشا.

سؤال‌ها را بچه بپرسد یا خودم؟

اگر می‌تواند، بچه بپرسد. بچه‌ی پنج‌شش‌ساله سؤال را از روی کارت می‌خواند و بچه‌ی کوچک‌تر بعد از شما تکرارش می‌کند. مادربزرگ و پدربزرگ وقتی به سؤالِ نوه‌ی خودشان جواب می‌دهند گرم‌تر تعریف می‌کنند، و بچه خودش بخشی از خاطره می‌شود.

مادربزرگ راحت‌تر فارسی حرف می‌زند؛ برای بچه‌ها انگلیسی جواب بدهد؟

نه. بگذارید به زبانی جواب بدهد که با آن فکر می‌کند. کلمه‌ها، ضرب‌المثل‌ها و اسم‌های خودمانی‌ای که فقط در فارسی هستند از ارزشمندترین چیزهایی‌اند که می‌شود ضبط کرد، و شنیدنشان با صدای مادربزرگ بخشی از همان چیزی است که زبان را برای بچه‌ی خارج از ایران زنده نگه می‌دارد.

باز کردنِ Azizan — برای بچه‌ت قصه بخوان

به‌روزرسانی: 2026-11-03 · نوشته‌ی Aida Fard

وقتی آماده شد خبرت می‌کنیم

azizan همین حالا توی مرورگرت کار می‌کند. اگر بخواهی، ایمیلت را بگذار تا وقتی نسخه‌ی کامل و نسخه‌ی اپ‌استور آماده شد خبرت کنیم. دادنِ ایمیل اختیاری است. حریم خصوصی